| مجمع جوانان اصلاح طلب ایران و ما باهم عهد بستیم که بمانیم وآنان هراس شان زیگانگی ماست ... |
![]() ![]() معرفي و قدرداني از روزنامهنگاران برتر كشور در انجمن صنفي روزنامه نگاران ايران ............................ ![]() ديدار اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت با خانواده هادي قابل Powered By BLOGFA.COM |
اثر ششم : محمد مهدي مازني (عضو شاخه جوانان حزب اعتماد ملی)
پديده فرار مغزها موضوعي كهنه در جوامع مختلف است و اين موضوع براي نخستين بار در اوايل دهه 1960 ميلادي در جهان مطرح شد و اين واقعيت اجتماعي بهعنوان يك آسيب از دهه 40 در ايران آغاز گرديد. فرار مغزها brain drain پديدهاي است كه از گذشته تاكنون به اشكال متفاوتي در كشورهاي مختلف ظهور كرده است. از اين رهگذر معضلات جبرانناپذيري در تمام ابعاد مختلف به يك كشور وارد ميشود كه آن را سالها به عقب ميراند و جلوي رشد و بالندگياش را ميگيرد. مهاجرت براي كسب دانش برتر امري منفي نيست، اما عدم بازگشت به وطن مسألهاي است كه ذهن اغلب كارشناسان با آن درگير است. كارشناسان و پژوهشگران، عمدتا بر اين باورند كه عوامل متعددي در بسترسازي براي فرار مغزها موثر است كه از جمله ميتوان به سطح فرهنگ، تحصيلات، رضايت والدين، نبود پيشرفت اجتماعي از نظر مالي و نبود تضمين شغلي و كمبود امكانات رفاهي اشاره كرد، اما نقش دفعكنندههاي اجتماعي، امنيتي، سياسي و معنوي در زمينه فرار مغزها را موثرتر از عوامل مادي و معيشتي قلمداد ميكنند. در واقع اگر امنيت براي سرمايهگذاران فراهم شود، سرمايهها و مغزها از كشور فرار نميكنند. مساله فرار مغزها پديده بسيار پيچيدهاي است كه مساله مهاجرت نخبگان، فرار مغزها و شكار مغزها را شامل ميشود، به اين معنا كه اين پديده تاكنون در اين سه قالب خودنمايي كرده است. فرار مغزها كه در حقيقت از كشورهاي پيراموني به سمت كشورهاي مركز انجام ميشود، باعث ركود سرمايهگذاريهاي آموزشي در اين كشورها ميشود. امروزه نيروي انساني يكي از پيشزمينههاي توسعه همهجانبه است و نيروي انساني متخصص و تحصيلكرده به موتور محركه جامعه قلمداد ميشود. بنابراين از دستدادن اين نيروها به مفهوم از دستدادن سرمايههاي اصلي كشور است. در قرن بيست و يكم، تجارت مختص كالاهاي اقتصادي نيست و مغزها را بهعنوان يك كالاي استراتژيك و قابل معامله دربرميگيرد. در مطالعه پديده مهاجرت مغزها در كشورهاي جهان سوم، سرمايه اصلي كشورهاي در حال توسعه كه نيروي انساني متخصص است، به بهايي ارزان در اختيار كشورهاي توسعهيافته قرار ميگيرد و هر ساله ميلياردها دلار از طريق مهاجرت مغزها از دست ميرود. در محاسبات اقتصادي كشورهاي صنعتي، جذب هر فرد تحصيلكرده با مدرك كارشناسي ارشد يا دكترا از كشورهاي جهان سوم يك ميليون دلار سود عايد آنها ميكند، بدين ترتيب ملاحظه ميشود كه كشورهاي جهان سوم عليرغم دارابودن 80 درصد جمعيت جهان تنها 20 درصد درآمد جهان و 10 درصد توان علمي جهان را در اختيار دارند. از ميان كشورهايي كه به دليل در اختيار گذاشتن امكانات پژوهشي و رفاهي به صاحبان انديشه بيشترين نخبگان ايراني را به خود جذب كردهاند، آمريكا و كانادا به ترتيب رتبه اول و دوم را به خود اختصاص دادهاند. از ميان سه ميليون مهاجر ايراني به ترتيب 1/2 ميليون نفر در آمريكا، 200 هزار نفر در كانادا، 180 هزار نفر در انگليس، 110 هزار نفر در آلمان، 100 هزار نفر در فرانسه، 90 هزار نفر در سوئد، 70 هزار نفر در استراليا و بقيه در ديگر كشورها ساكن شدهاند. نبود امكانات رفاهي، فقر امكانات آموزشي، بيتوجهي به جايگاه علم و عالم، بيتوجهي به پژوهش و عدم شايستهسالاري از جمله عوامل مهاجرت نخبگان بهشمار ميرود. عوامل جذبكننده خارجي هم در خروج از وطن موثرند كه عبارتنداز: عوامل اقتصادي - نابرابريهاي دستمزدها، درآمدها و امكانات. عوامل اجتماعي - وجود نابرابريها در امكانات اجتماعي از جمله امكانات رفاهي، بهداشتي و تفريحي. عوامل فرهنگي و علمي - تفاوتهاي نظام آموزشي، امكانات پژوهشي و تحقيقي و مطالعات علمي و نيز تسهيلات فراوان در دسترسي به ابزار، تكنيك و كتابهاي علمي. عوامل ايدئولوژيك - در دورههاي بحراني عامل ايدئولوژيك نيز همچون عوامل سياسي، تبديل به عامل مهمي ميشود. با عنايت به تغييرات و تحولات سريع در جهان و در بيشتر كشورها و پيشرفت پرشتابي كه به صورت تصاعدي در بسياري از كشورهاي پيشرفته و در تعدادي از كشورهاي در حال توسعه در حال وقوع است، تغيير و توسعه از عوامل ضروري در سازمانها و در كشورها به شمار ميرود. امروزه اساسا رشد و توسعه اقتصادي و يا افزايش صادرات كالاهاي غيرنفتي اكثر كشورها در گرو عوامل مهمي از قبيل فناوري و اطلاعات، توليد و بهرهوري است. هرچند اخيرا براي كشورهاي پيشرفته بعد فناوري در مقايسه با توليد از اهميت بيشتري برخوردار گرديده است. در هر حال، براي كليه كشورها، بهرهوري سيستمهاي اطلاعاتي و توليدي از اهميت خاصي برخوردار است. آنچه كه بهطور مشترك در تمامي كشورها و در فازهاي اطلاعاتي، توليدي، خدماتي و... وجود دارد، دانش است و در اين ميان نقش دانشگاه بهعنوان مركز توليد علم و فناوري از اهميت ويژهاي برخوردار است. به اين ترتيب ميتوان ادعا كرد كه عامل نيروي انساني متخصص و ماهر است كه باعث پيشرفت سازمانها يا كشورها و بهرهوري بهينه از امكانات و منابع كشورها ميشود. زيرا مدير و مدبر است كه ميتواند منابع ديگر از قبيل منابع معدني و زيرزميني، منابع مالي، سرمايهاي و پولي، تجهيزات و ماشينآلات و يا ابزار توليد و اطلاعاتي را بهكار گيرد. سرمايه نيروي انساني دانشگاهي و متخصص، تنها سرمايهاي است كه نميتوان مانند منابع فيزيكي ديگر، مقدار دقيق پولي آن را محاسبه كرد. بنابراين، زيانهاي ناشي از مهاجرت نخبگان شامل دو نوع زيانهاي بالفعل و بالقوه است. طبق يك برآورد، فقط سرمايه ايرانيان مقيم خارج در حدود 800 تا 1000 ميليارد دلار است كه اين رقم حدودا معادل 30 سال صدور كالاهاي نفتي و غيرنفتي ايران با قيمت بالا است. تحقيقات يك پژوهشگر ايراني كه در دانشگاه MIT آمريكا تدريس ميكند، نشان ميدهد كه بيش از 45 درصد از ايرانيان مقيم كشور آمريكا داراي مدارك تخصصي يا فوق تخصصي هستند. يعني از سه ميليون مهاجر نزديك به 5/1 ميليون آن داراي مدرك تحصيلي ويژهاند. تحقيقات ديگري كه در سطح دانشگاههاي معتبر ايران انجام شده، نشان داده است كه بهطور متوسط از هر 18 نفري كه از سوي دانشگاه براي كسب تخصص به كشورهاي توسعهيافته اعزام شدهاند، تنها سه نفر به ايران بازگشتهاند. چنين افرادي به دنبال محيطي براي شكوفايي استعدادهاي خودشان هستند و عمده دليل فرار مغزها در ايران اين است كه چنين محيطي پيدا نميكنند و محيط براي رشدشان تنگ است. اين افراد به كشوري ميروند كه امكان تحقق ايدهها و خلاقيتهايشان باشد. آمارهاي ارائهشده نشان ميدهد در سالهاي گذشته از 125 دانشآموز شركتكننده در المپيادهاي علمي كه موفق به كسب رتبه و جايزه شدهاند، 90 نفر از آنها در دانشگاههاي آمريكا به تحصيل مشغول شدهاند، اما هزينههاي اقتصادي ناشي از فرار مغزها براي كشور ما چقدر است؟ براساس برآورد صورتگرفته توسط سازمان ملل، هر كشور بايد بهطور متوسط بين 15 تا 20 هزار دلار هزينه كند تا يك فرد به يك متخصص تبديل شود. براساس اين برآورد جريان فرار مغزها موجب از ميان رفتن هشت تا 11 ميليارد دلار از منابع كشور شده است. علت اصلي اين موضوع بسيار واضح است و آن اين است كه در كشور ما كمترين كار براي امكان رشد نخبهها انجام شده است. متاسفانه بهترين دانشجويان، كشور را ترك ميكنند و ديگر بازنميگردند و در اين دنياي پيچيده كشوري مانند ايران براي اداره خود نياز به اين افراد دارد و متاسفانه بايدگفت مهمترين مولفه براي پيشرفت را كه نقش حياتي براي كشور دارد، به راحتي از دست ميدهيم. بايد با سياستگذاريهاي سنجيده و ارزشگذاري جديد تلاش شود كه دانشگاهها و دانشگاهيان از يك منزلت و جايگاه حقيقي و بسيار بالاتري در كشور برخوردار باشند. آمار مهاجرت، حكايت از اين دارد كه 6/65 درصد از نخبگان براي رسيدن به استانداردهاي بالاي زندگي ترك وطن ميكنند و مابقي به دلايل نابرابريهاي اقتصادي، اجتماعي و شغلي از كشور خارج ميشوند. عواملي كه ميتوانند به وسوسه فرار مغزها منجر شوند عبارتنداز: 1- سرخوردگيهاي اجتماعي، سياسي، فرهنگي 22 درصد 2- مشكلات گزينشي دانشجو 11 درصد 3- مشكلات خروج كشور 11 درصد 4- مشكلات رفاهي 10 درصد 5- مشكلات هيات علمي، مثل پايينبودن تخصص و ارتباط نامطلوب 9 درصد 6- مشكل اشتغال 6 درصد 7- كمبود ظرفيتهاي تحقيقاتي 5 درصد در تقسيمبندي دبيرخانه شورايعالي انقلاب اين علل و عوامل به سه دسته تقسيم شده است. 1- علل علمي و تحقيقاتي الف- كمبود امكانات مناسب و تحقيقاتي در كشور. ب- فقدان نظام بهرهگيري از توان علمي و تحقيقاتي متخصصان. ج- عدم مصرف بهينه بودجههاي تحقيقاتي در عين ناكافيبودن. 2- علل اقتصادي و اجتماعي الف- عدم تناسب و توجيه منطقي بين درآمدهاي مشاغل در داخل كشور. ب- افزايش جاذبههاي مادي در خارج از كشور و فاصله موجود با امكانات زندگي در كشورهاي پيشرفته. ج- عدم تناسب بين فارغالتحصيلان آموزش عالي با فرصتهاي شغلي. د- عدم انطباق تخصص و توان فارغالتحصيلان با نيازهاي كشور. 3- علل فرهنگي و سياسي الف- احساس عدم ثبات اقتصادي نسبت به حال و آينده كشور. ب- كاهش انگيزه و تعهد براي خدمت به مردم بهعنوان وظيفه ديني و ملي. ج- ايجاد تغييرات فرهنگي در روحيات متخصصان به دليل طولانيشدن مدت اقامت در خارج. د- تبليغات سوء رسانههاي جمعي بيگانه در بدبين نگهداشتن ايرانيان مقيم خارج، نسبت به نظام. هـ - ناهمگوني فرهنگي و سياسي برخي از متخصصان با اعتقادات و ارزشهاي حاكم بر جامعه. در گزارشي كه توسط اداره كل امور فرهنگي ايرانيان خارج از كشور، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي تهيه شده است، فضاي اجتماعي نامناسب، عدم توجه به شأن علم و عالم، الگوسازي و الگوپذيري از خارج، سطح علمي دانشگاهها و فقدان ابزار و تجهيزات پيشرفته، نبودن امكانات كافي براي ادامه تحصيل در دورههاي تكميلي، نداشتن ارتباط بين برخي از رشتهها با صنعت كشور، نبودن استادان مجرب و كارآزموده، بهخصوص در رشتههاي ملي و وجود معضلاتي چون كنكور و آزمونهاي ورودي بهعنوان علل و عوامل فرار مغزها استخراج و مطرح شده است كه همپوشي اين فهرست با ساير گزارشها، نشاندهنده اتفاقنظر كارشناسان در اين زمينه است. به اذعان بسياري از صاحبنظران، شأن و منزلت و منزلت دانشمندان و استادان دانشگاه در دو دهه گذشته فارغ از دلايل آن كاهش محسوسي داشته است. در موقعيتي كه فرد اين كاهش منزلت را احساس كند، انگيزهاي قوي براي مهاجرت به محيط اجتماعي كه موقعيت بهتري را فراهم مينمايد، پيدا ميكند. شأن و منزلت يك قشر اجتماعي را ميتوان با دو شاخص بررسي كرد: 1- ميزان مشاركت دادن آن قشر در نظام تصميمگيري. 2- ميزان بهرهمندي از مواهب مادي و امكانات متناسب با موقعيت شغلي. در مجموع، با نگرش فوق اين پديده محصول چيزي است كه از آن به <احساس محروميت نسبي> تعبير ميكنند. محروميت نسبي بيشتر معلول عوامل روانشناختي ناشي از ضعف برخورد سياستگذاران با شخصيت و هويت افراد است. اين مولفه <امنيت انساني> را به خطر مياندازد و فرد بهمنظور اعاده اين امنيت انساني نسبت به مهاجرت و تغيير محيط اجتماعي اقدام ميكند. ارائه راهكارها و اقدامات اجرايي ميتواند تا اندازه قابل توجهي به حل اين مساله كمك كند كه نخبه از كشور خارج نشود و در صورت اتمام تحصيلات تكميلي در خارج از كشور پس از آنكه توانست به رشد و پيشرفت دست يابد به وطن بازگردد و سرمايه خود را در راستاي اعتلاي كشور عرضه كند و اين امر ميسر نخواهد شد مگر با ايجاد ترتيبات مديريتي لازم از طريق تشكيل ستاد ويژه در هيات دولت كه مشاركت همه مسوولان را ميطلبد. جهتگيري نظام تبليغاتي كشور بهخصوص رسانههاي جمعي به سوي تكريم انديشمندان و تلاش بهمنظور ايجاد رابطه مثبت ميان سواد و دارايي و سواد و منزلت اجتماعي در نظام اداري و مالي كشور، ايجاد ترتيبات و تسهيلات لازم براي ترجمه و انتشار آثار مفيد نخبگان مقيم خارج از كشور به زبان فارسي همزمان با انتشار در خارج از كشور و انتشار نشريات تخصصي مشترك، همچنين پرهيز از ايجاد ذهنيتهاي منفي عليه دانشگاهيان و ايجاد شكافهاي تصنعي عوامل مهمي براي حل اين مساله ميباشند. نوسازي و تجهيز امكانات آزمايشگاهي و كارگاهي و اطلاعرساني دانشگاهها متناسب با تخصصها وكارآمدي و شأن اعضاي هيات علمي و پژوهشگران، هماهنگ با تحولات علمي ضرورتي است كه توجه به آن زمينه بازگشت بخش اعظم سرمايه انساني كشور را فراهم ميآورد. برگرفته از روزنامه اعتماد ملی منابع: 1- مهاجرت نخبگان (دفتر مطالعات و برنامهريزي فرهنگي و اجتماعي.) 2- دهقان، مهدي. از فرار مغزها تا پديده نو و ناشناخته مبادله مغزها، مجله اطلاعات سياسي اقتصادي، شماره 12-11، مرداد و شهريور 1382، ص 220. 3- عباسزادگان، سيدمحمد. ابعاد و علل مهاجرت از نوع فرار مغزها در ايران، www.iranianhouse.org 4- مهاجرت نخبگان در عصر ارتباطات، بازانديشي در فرصتها، تهديدها و راهكارها، فصلنامه، مطالعات راهبري، شماره 14، زمستان 1380 5- دليري، جواد. روزنامه ايران، 13 تير 1384. 6- محسني، رضاعلي. پديده مهاجرت و فرار مغزها، مجله اطلاعات سياسي اقتصادي، شماره 8-7، فروردين و ارديبهشت 1381، ص 123. 7- وقوفي، حسن. فرار مغزها، بررسي مهاجرت نخبگان از زواياي گوناگون، چاپ دوم، تهران: انتشارات زهد، 1381، ص 162. 8- نوين كاشاني، زهرا. مهاجرت مغزها از كشورهاي جهان سوم. (پاياننامه كارشناسي ارشد علوم سياسي. تهران، دانشگاه آزاد اسلامي، دانشكده علوم سياسي، 1372-1371)، ص 78 ***************************************************** در پست بعدی بخوانید: گفتگو با مهندس آرمان تولایی (عضو حزب جوانان ایران اسلامی و از اعضاء موسس) بزودی تمامی اعضای موسس مجمع به گفتگو با این وبلاگ خواهند نشست . لينك | نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 21:13 توسط شورای اطلاع رسانی |
اثر پنجم: سعید حجاریان( عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت )
نام اثر : شهر؛ روان يا مبلمان
مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب :خانه، ملك اختصاصي و عرصة امر خصوصي(Res Privitas) و شهر، حوزة امر عمومي (Res Publica) است. البته مناقشاتي در مورد اينكه مرز عرصة عمومي و خصوصي كجاست، در جريان است، اما به هر حال ملك خصوصي (اعم از عرصه و اعيان) با مشاعات ملك تفاوت دارد، كشور و شهر ملك مشاع سكنه آن است. بعضي دولتها تمايل دارند همه چيز را سياسي كنند، يعني مرز عرصة خصوصي و عمومي را از ميان بردارند و حتي رختخواب مردم را به خيابانها و رسانهها بكشانند. حتماً به ياد داريد كه چند سال پيش آقاي ماهاتير محمد، نخست وزيرسابق مالزي، رختخواب رقيب خود را به دادگاه آورد و جرمشناسان را وادار كرد كه دربارة بعضي مسائل خلاف عفت عمومي شهادت بدهند و از اين طريق حزب مخالف را از ميدان به دركرد. جز اين، معمولاً رژيمهاي توتاليتر عرصة عمومي را نيز به خانه منتقل ميكنند. يعني با صنعت فرهنگي و مهندسي اجتماعي تلاش ميكنند حتي در زواياي ذهن شهروندان رخنه كنند و منويات حاكمان را در آنجا حك و هك نمايند. در اينجا از صنعتي به نام القاء و تلقين (Indoctonation) استفاده ميشود؛ گويي شهروندان مردگاني هستند كه گوركنان به آنها تلقين ميكنند يا فلان ابن فلان، اسمع، افهم، كذا و كذا، در اينجا ديگر شهروند حتي رتبهاش از رعيت و سرف و برده و حيوان نيز نازلتر شده و در رديف اموات قرار ميگيرد. خطر برداشتن مرز بين عرصة خصوصي و عمومي، مرگ انسانيت است. تنها عاملي كه ميتواند جلوي پيشروي كوير تمامتخواهي به شهر را بگيرد، توانمندسازي شهروندان و نهادهاي مدني است. لابد ديدهايد كه شهرهاي حاشية كوير در معرض طوفان شن قرار دارند، تا جاييكه ممكن است همة شهر يك شبه زير انبوهي از شن روان مدفون شود. معمولاً براي نجات از اين بليّه، چند كار انجام ميشود.كاشتن درختچههاي مقاوم در بيابان، مالچپاشي و احياناً ديواركشيهاي بلند و حصاركشي در اطراف شهر. لينك | نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 21:6 توسط شورای اطلاع رسانی |
اثر چهارم :جمیله کدیور (نماینده تهران در مجلس ششم )
نام اثر : دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب :1-تدبیرحکمت و مصلحت اقتضا می کند که در شرایط حساس کنونی محاسبه شده و با عقلانیت بیشتری گام برداشته شود.نه توانایی خودمان را بیش از آنچه هست ارزیابی کنیم و نه توانایی دشمنان را کمتر از آنچه هستٰ بپنداریم.به قول معروف"دشمن نتوان حقیر و بیچاره شمرد". لينك | نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم بهمن 1385ساعت 21:0 توسط شورای اطلاع رسانی |
مصاحبه با عارف طحان ( دبیر کل مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب )
مصاحبه با عارف طحان ( دبیر کل مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب ) :
امروز ایرانی با اعتماد ملی و مشارکت مردم می خواهیم ( معصومه فرامرزیان) سلام- آقای طحان امیدواریم که پست ریاست مجمع برای شما شروعی تازه وگوهربارهمراه پیروزی و سربلندی باشد / آیا شما از این منصب خود رضایت کامل دارید ؟ بسم الله الرمن الرحیم – با سلام و عرض خسته نباشید به همه یاران ویاوران مجمع و بخصوص شما و همراهانتان . تنها این را می توانم بگویم که به آینده امیدوارم و تلاش خواهم کرد که در همین مقدار واگذاری خدمتی که به اینجانب پروردگار ارزانی داشته بتوانم مطیع وکارآمد باشم شما دقیقا چند سال است به فعالیت فرهنگی – سیاسی روی آوردید و راه آشنایی با جنبش اصلاح طلبی را بیان کنید ؟ من می توانم به جرات بگویم که از دوران کودکی با این فضا آشنا بودم چون من در خانه و کاشانه ای متولد شده ام که فرهنگ بیش از مسائل مالی در آن ارزشمند بود . حال آنکه سیاست نیز چاشنی شده بود برای رسیدن به فرهنگ والا و نامدار ایرانی . و دقیقا از زمانی که خود را یافتم توانسته بودم شخصیت مستقل و اصلاح طلب در درون خودم ایجاد نمایم و قطعا همه ما جوانان نه فقط من فعالیت اساسی مان را از دوم خرداد 76 آغاز کردیم اما من در آن دوران شهروند اصلاح طلب به شمار می آمدم اما اوج فعالیت و شاید می توان گفت آغاز راه اساسی من از انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال گذشته شروع شد یعنی شما در ستادی یک کاندیدا حضور فعال داشتید ؟ حضور فعال که نه-- ولی فعالیت بله داشتم ! می توانید بگویید در کدام ستاد فعالیت داشتید ؟ (با لبخند) خیر / مهم این نیست که من یا شما در کدام ستاد بودیم مهم این است که ما سرانجام به اصلاحات رای دادیم و برای تداوم این راه گام برداشیم آیا شما قبول دارید که مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب یک مجمع شناخته نشده است و در سکوت ایجاد شده است ؟ واقعا ---- بلی – چون ما هنوز در ابتدای راه قرار داریم و حتا رسیدن به دامنه ی پیروزی هم راه باقی است یکی از دلایل شاید همکاری نکردن وزارت کشور و وزارت فرهنگ است که همچنان بر مجوز ندادن خود مبنی بر فعالیت قانونی تر و گسترده تر و انتشار هفته نامه مجمع کوتاهی می کنند اما امیدواریم که با اهداف کادر جدید مدیریتی این تلاش ها ثمره ای مثبت به همراه داشته باشد لطفا از جمله برنامه های آینده ی مجمع را برای خوانندگان تشریح کنید؟ به دلیل اطلاع رسانی بسیار دیر به من جهت اعلام برنامه ها توسط کمیته برنامه ریزی ما نتوانستیم هم اکنون ب غیر از چند برنامه کوتاه مدت فعالیت دیگری انجام دهیم اما قطعا برنامه هایی را برای هفته های آینده داریم و از جمله آنها می توان به تاسیس دفاتر استانی مجمع اشاره کرد که ظرف دو الی سه هفته دیگر به پایان می رسد و همچنین ما می توانیم با انسجام بیشتر بین اعضاء بر نظر آنها مبنی بر ارائه راهکار و یا برنامه استفاده کنیم لطفا درباره دفاتر استانی مجمع توضیح بیشتری بدهید ؟ دفاتر ما قرار است در دوره اول راه اندازی در 10 استان شروع وپس از آن به 15 استان ارتقاء دهیم و از جمله استانهای نخستی که از این طرح بهره مند می شوند استان اصفهان – تهران – فارس – خوزستان – کرمانشاه – مرکزی – قم – مازندران- خراسان جنوبی و یزد می باشند آیا برای بودجه دفاتر استانی فکری کرده ا ید ؟ قطعا هیچ بودجه در راه دفاتر خرج نمی کنیم بلکه از بزرگترین حزب اصلاح طلب آن شهر به عنوان دفتر موقت خود استفاده می گردد پس تمامی مجوز های لازم از احزاب استانها را گرفته اید ؟ خیر همه نه ولی حدود 7 استان بزرگ کشور را بله که عمدتا احزاب اعتماد ملی و مشارکت و کارگزاران آن شهر و استان می باشند . آیا تا به حال جلسه ای برای تعیین روسای دفاتر گذاشته و آنان را انتخاب کرده اید ؟ بلی ولی از گفتن نام آنها معذروم زیرا قبل از اعلام رسمی ما موظف به بردن نام فردی نداریم آقای طحان از مجمع و مسائل حاشیه ای آن که بگذریم و در بیرون از عالم مجازی که سری بزنیم شما در فعالیت های اجتماعی نیز حضور فعال دارید لطفا برای ما بیشتر در ضمینه زندگی سیاسی خودتان توضیح دهید ؟ به شخصا گرایش به شاخه مدرن اصلاح طلبان دارم اما تا به حال عضو هیچ یک از احزاب سیاسی نشده ام ولی در بعد اجتماعی عضو حزب جوانان ایران اسلامی که تنها تشکل جوانان اصلاح طلب است می باشم . تا به حال هم منتظر افتتاح و تاسیس جبهه دموکراسی خواهی هستم تا اگر شرایط باب پسند بود به عضویت آن در بیایم ما نیز امیدواریم که این جبهه هرچه سریع تر برای جوانان و همه اقشار جامعه افتتاح گردد تا همه از آن بهر مند شویم شما آینده ی جریان اصلاحات را چگونه ارزیابی می کنید . آیا بازگشت به حاکمیت ممکن است یا نه ؟ من فکر می کنم این جنبش نباید برایش بازگشت به حاکمیت مهم باشد اگرچه بازگشت مهم است اما نباید آن را بزرگ ترین رمز پیروزی خود بداند بلکه بازگشت اصلاحات به قلب مردم مهم است مردم ما بنا به شرایط کشور وارد صحنه انتخابات می شوند روزی اصولگرایی و روزی دیگر اصلاح طلبی را انتخاب می کنند حتا اگر اصلاحات در انتخابات های آتی پیروز شود اما نتواند پشتوانه مردمی خود را به دست آورد قطعا آن پیروزی از شکست بدتر است ودر آینده ضرر خواهد کرد ( البته من در هفته گذشته مقاله ای تحت عنوان اصلاحات وآینده منتشر کردم . که در وبلاگ مجمع نیز به چاپ رسید شما می توانید جهت اطلاعات بیشتر آن را مطالعه کنید ) چرا از نیروهای معروف و شناخته شده برای عموم در کادر اصلی استفاده نمی کنید آیا آماتورها مخاطب شما هستند ؟ البته خود من از جمله منتقدین این برنامه بودم و در جلسه اعضا ء نیز مطرح کردم اما اعضاء موسس معتقدند که این کار یعنی استفاده از چهره های وبلاگ نویس معروف تنها حیف شدن قدرت و تقسیم آن میان افرادی است که خود صاحب کرامت و قدرت هستند وباید از نیروهای فعال آماتور به قول شما وکمتر شناخته شده از نگاه ماست البته قطعا ما قصد توهین واهانت به هیچ کسی را نداریم و همه افراد وبلاگ نویس می توانند برای ما مقاله ارسال کرده ویا عضو ما باشند ولی در کادر اصلی از نیروهای دیگری استفاده شده است . چرا شما به عنوان نماینده تمام گروههای خط امام واصلاح طلب از داشتن یک سایت اینتنرتی محروم هستید ؟ شورای موسس مجمع بر این اعتقاد پافشاری می کند که استفاده از سایت های ارائه دهندهء رایگان پنجره بهتر است - زیرا هم خرج اضافی است و هم بزرگ جلوه دادن مجمع است و مردمی بودن تا آخرین لحظه باید حتی در استفاده از وبلاگ هم به کار گرفته شود خب آقای عارف طحان از شما و نزدیکان شما که این مجال را برای ما ایجاد نموده اند تشکر می کنیم ... بدرود شاد وسرافراز باشید ... لينك | نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن 1385ساعت 20:57 توسط شورای اطلاع رسانی |
عارف طحان به دبیر کلی مجمع انتخاب شدند ....
رییس نظارت بر انتخابات مجمع نتایج شمارش آراء از 10 استان کشور و همچنین وبلاگ سازمان رای را اعلام کرد که نتایج آن بدین شرح می باشد : 15 رای آقای عارف طحان 11 رای آقای محمد رضا رزاقی 10 رای آقای علی مختاری 4 رای خانم مطهره شفیعی 4 رای آقای علی سمیعی زاده همچنین از مجموع 28 رای وبلاگ سازمان رای وبلاگ نویسان اصلاح طلب آمار آنان بدین شرح می باشد : 11 رای آقای عارف طحان 9 رای آقای محمد رضا رزاقی 4 رای آقای علی مختاری 3 رای آقای علی سمیعی زاده 2 رای خانم مطهره شفیعی نتایج اصلی و در مجموع بدین شرح می باشد " :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: 1 – آقای عارف طحان با 26 رای ( رتبه اول ) 2 – آقای محمد رضا رزاقی با 20 رای ( رتبه دوم ) 3- آقای محمد علی مختاری با 14 رای ( رتبه سوم) 4 – آقای علی سیمعی زاده با 7 رای (رتبه چهارم) 5 خانم مطهره شفیعی با 6 رای ( رتبه پنجم ) :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: همچنین خانم فرزانه محمد پور ریس نظارت بر انتخابات مجمع ضمن اعلام نتایج انتخابات شورای مرکزی مجمع در استان ها این افراد را معرفی کردند 1 – محمد علی مختاری 2 – عارف طحان 3 – علی سیمعی زاده 4 – محمد رضا رزاقی 5 – مطهره شفیعی 6 – سحر گلکار 7 – مسعود رهبری 8 – سیده زینب بحرینی 9 – معصومه طهماسبی 10 – امیر بابایی 11- مریم بهرمن 12 – محمد رضا یزدان پناه 13-علی اصغر شفیعیان 14- کاوه یونسی 15- صادق صدق گو برخی از اعضای اعلام شدگان اسامی شورای مرکزی ار وجود عضویت خود بی خبر بوده و غیر مطلع بوده اند لذا از شما وبلاگ نویسان محترم در خواست می کنیم ضمن اعلام به همگی این اعضاء در جهت وحدت ویکپارچگی مجمع اقدام نمائید . :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: اخبار جلسات : اولین جلسه رسمی مجمع دیروز ظهردر دفتر مرکزی برگزار شد در این جلسه آقایان : طحان – تولایی – نائینی – قوچانی – مقدم پنج عضو شورای راهبردی مجمع و موسسان مجمع برگزار شد در این جلسه که از ساعت 15 تا 18 به طول انجامید اعضای موسس به بیان پیشنهادات خود در ضمینه آینده مجمع و ایجاد چندین حوزه استانی برای امر گسترش فرهنگ وبلاگ نویسی تاکید نموده اند . :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: همچنین قرار است هفته آینده نیز جلسه دوم اعضای موسس مجمع با حضور دبیر کل و معاونان حوزه های متفاوت مجمع برگزار شود :::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::: هفته آینده بخوانید ::::: 1 – برنامه های آینده مجمع و راه اندازی دفاتر استانی در بیش از 10 استان بزرگ کشور 2 – اولین مصاحبه با دبیر کل مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب (عارف طحان) لينك | نوشته شده در پنجشنبه پنجم بهمن 1385ساعت 18:38 توسط شورای اطلاع رسانی |
اثر سوم : محمد علی مختاری(عضو شورای مرکزی)
محمد علی مختاری دانشجوی حقوق متولد 1366 (عضو شورای مرکزی)
**************************************
دیر زمانی نمی گذرد از آن گاه که محافظ کاران توانستند به یمن عدم شرکت مردم در آزاد ترین انتخابات تاریخ جمهوری اسلامی ایران، شوراهای شهر ایران را تصاحب کنند،آن انتخابات علاوه بر اینکه سبب خیری شد برای آنان تا فاتح مجلس هفتم و انتخابات ریاست جمهوری شوند،دستاورد بزرگ دیگری نیز برای آنان داشت که کمتر از پیروزی در یک انتخابات ملی نبود، محافظ کاران از آن جا تغییر نام دادند و خود را اصولگرا نامیدند. اکنون اصولگرابه واژه ای نسبتا رایج در ادبیات سیاسی ایران مبدل شده،محافظ کاران هم آنانی که مخالف هر گونه تغییر در لایه های اجتماعی جامعه بودند، هم آنانی که موافق ترین موافق تثبیت روند موجودند، هم آنانی که کند ترین آهنگ تطبیق با جامعه بین الملل را داشته و دارند، هم آنانی که در عمل و گفتار حامی سنت و ناقد مدرنیته اند حالا خود را اصولگرا نامیده اند اما کپی برابر اصل است و بین اصولگرایی و محافظ کاری فرقی نیست و نسبت این دو به یک دیگر نسبت تساوی است. اصولگرایی ابتدا انشعاب رادیکالی بود از محافظ کاری که با گذشت زمان طیف معتدل راست نیز آن را زیبنده خود دید و ترجیح داد به جای آنکه محافظ کار خطاب شوند اصولگرا خطاب شوند تا جنبه محافظه کاری و ویژگی های نچسب محافظ کاری را بر خود نبینند. اما زهی خیال باطل... آنان به واقع محافظ کارند و این را به خوبی ثابت نموده اند که تفاوتی میان اصولگرایی و محافظ کاری نیست فقط اینکه اصولگرایی در نزد عقلا و عوام واژه ای پسندیده تر و موجح تر از محافظ کاری است. انان با شوراهای شهر دوم خود را اصولگرا نامیدند تا با انحرافی که در اذهان ایجاد می کنند به زعم خود شکل مقبولانه ای از خود نزد، عوام ترسیم کنند شکلی که در عین سنتی بودن و در عین تأیید و تثبیت نمودن و حفظ روند موجود،نگاهی نقادانه و زبانی تیز دارد.نگاهی که نه بر خواسته از رادیکالیسم و چپ (به معنای رایج آن)،بلکه نگاه نقادانه یک محافظ کار به روند موجود است. نگاهی که، بیش از اینکه گامی به پیش باشد گامی به پس است . اکنون آنان پس از 4سال از تبدیل عنوانشان از محافظ کار به اصولگرا، شاد و سر مَستَند از این تغییر نام و یا به گمان خود از این تغییر ماهیت ما نیز گاهی آنان را خواسته یا نخواسته با همین نام خطاب نمودیم،اما آنان به واقع محافظ کارند. شاید اینقدر در این 4سال این عنوان بر آنان خوش آمده باشد که دگر فکر کردن به محافظ کاری برایشان رویا باشد.اما واقعیت این است که آنان هنوز محافظ کارند،بیایید دوباره آنان را با ماهیت اصلی شان که همان محافظ کار و محافظ کاری است خطاب کنیم ؛هم چنان که: هرکسی کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش لينك | نوشته شده در یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 11:44 توسط شورای اطلاع رسانی |
|
مرامنامه اساسنامه فرم عضویت معرفی اعضای شورای مرکزی عارف آزاد آرش صادقی میثاق اختر محمد مهدی قدسی زاده
عارف آزاد
سید میثاق اختر
آرش صادقی
محمد فيروزيان
مصطفی معین
سيدمصطفي تاجزاده |
All Rights Reserved by yaranebaran.Blogfa.com