|
1386 یعنی ده سال گذشت ؟....................
 
سال نو باستانی، تجلی حضور گل بر شاخه محبت و آزادی مبارک باد
در سال جدید موفق، پیروز وسربلند باشید
(شورای سیاست گذاری مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب)
--------------------------------------------

پیام نوروزی رهبر جنبش اصلاحات
محمد خاتمي، رييس بنياد باران در پيام نوروزي خود به مناسبت آغاز سال يکهزار و سيصد و هشتاد و شش هجري شمسي با بيان اينكه عيد نوروز احساس «خود بودن» را در ما زنده نگاه ميدارد، عنوان كرد: اميدورام اين احساس بيش از پيش مايه تفکر شود تا بتوانيم امروز و فردايمان را با تکيه بر گذشته بسازيم تا هم «خود» باشيم سرافراز و پيشرو، و هم انسان زمان خود.
در پيام سال نوي حجت الاسلام و المسلمين سيد محمد خاتمي آمده است:
نوروز پيروز را که طليعه بهار دلنشين است و امسال با اولين روز ربيع الاول همراه است به همه ايرانيان گرامي و هموطنان عزيزم در هر کجا که هستند و به همه آنان که نوروز را گرامي ميدارند از ژرفاي جان شادباش ميگويم.
نوروز جايگاه بلندي در وجدان تاريخي ايرانيان دارد و براي همه ما با شکوه و خاطره انگيز است، به ويژه که اسلام عزيز نيز وقتي آمد نه تنها آن را نفي نکرد، که مورد تأييد و ستايش قرار داد.
نوروز انگيزه ساز گونهاي در حال و کار آدمي و رهايي از روزمرگي است و اميدوارم همت کنيم تا همانگونه که کودکانمان با جامه نو به پيشباز نوروز و بهار ميروند، ما نيز با جان نو بر پاکننده جهان نو باشيم.
با تغييراتي که در زندگي همه ما پديد آمده است و با وجود آشفتگي در حال که ناشي از کنده شدن از عالم گذشته و واماندگي از ورود به عالم جديد و ناتواني از آفرينش عالمي ديگر است و به رغم سرگشتگي و بريدگي از ديار و يار، اما از بختياري هنوز نوروز در ميان ما زنده است و احساس «خود بودن» را در ما زنده نگاه ميدارد و اميد آنکه اين احساس بيش از پيش مايه تفکر شود تا بتوانيم امروز و فردايمان را با تکيه بر گذشته (و نه رفتن و ماندن در آن) بسازيم تا هم «خود» باشيم سرافراز و پيشرو، و هم انسان زمان خود.
خاتمي در پايان پيام خود ابراز اميدواري كرده است كه سال نو براي ميهن ارجمند و هم ميهنان گرامي سرشار از کامروايي و پيروزي در همه عرصهها باشد و جهان و جهانيان نيز روزگاري بهتر از آنچه داشتهاند، داشته باشند.
---------------------------------------------------------------------------------------------------------
بهترین وبلاگ نویسان اصلاح طلب ۱۳۸۵

   
۱- علیرضا شیرازی
۲- حنیف مزروعی
۳ - نبی بهرامی
۴- آرش عاشوری نیا
۵- علی پیر حسین لو
۶- شیوا شناوری
۷- محمد مهدی مازنی
۸- مسعود بهنود
۹- هادی حیدری

لينك | نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385ساعت 16:44 توسط شورای اطلاع رسانی |
اثر نهم :فرید مدرسی (عضو شورای سردبیری روزنامه تاریخی شرق)
نام اثر : نان و نواي حزبگريزي
مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب:«اين اعلاميه ]اعلاميه امامخميني در رابطه با كاپيتولاسيون در 4 آبان 43 [ در يك شب از ساعت 10 تا 12 شب در تهران و چند شهر ديگر تقريباً به تمام خانهها و مغازهها ريخته شد. پخشكنندگان در گروههاي سهنفري (يك نفر مراقب بود، يك نفر ظرف اعلاميهها را داشت و نفر ديگر اعلاميهها را داخل منازل و مغازهها ميانداخت) شكليافته و سرگروههاي هر چند گروه با مركز منطقه در تماس بودند و اعلاميهها را از آن مركز در اول شب گرفته به گروههاي خود ميرساندند كه منطقه فعاليتشان و كوچهها و خيابانهايي كه برعهده آنها بود، روي كاغذي مشخص و براي آنها توجيه شده بود و هر منطقه مسوولي داشت كه بايد پايان كار پخش و جريانات اتفاقافتاده، توسط سرگروهها به او تا ساعت 12 شب اطلاع داده شود و او خبر را به رابط كل مناطق اطلاع دهد و رابط به مسوولين پخش در همان شب جريانات را گزارش كند. تا اگر كسي دستگير شد، ]هياتهاي[ موتلفه در جريان قرار گرفته، چارهانديشي كنند. عمل پخش به خوبي و بهسرعت انجام گرفت. بهنحوي كه حدود ساعت يك بعد از نيمهشب آخرين خبر به مركزيت پخش رسيد و معلوم شد كه هيچكس گرفتار نشده و همه گروهها وظيفه خود را به خوبي انجام داده و به سلامت بازگشتهاند.»
اين نمونهيي از فعاليت «هياتي» موتلفه در جريان مبارزات گروههاي هوادار آيتالله خميني بود كه به قلم «اسدالله بادامچيان» عضو ارشد اين مجموعه سياسي در كتاب «آشنايي با جمعيت موتلفه اسلامي» آورده شده است. اين مجموعه سياسي با ائتلاف يا به قول «حبيبالله عسگراولادي» «اتحاد» چند هيات مذهبي شكل گرفت كه تا 18 دي 82 به نام «جمعيت موتلفه اسلامي» شناخته ميشد و با مصوبه مجمع عمومي رسماً «حزب» شد.
اما زماني اين اتفاق روي داد كه چند سال پس از آن جريانهايي به شيوه هياتي موتلفه را پسنديدند و «تحزب» را تقبيح كردند.
آنان اين الگو را «غربي» و «وارداتي» ميدانستند و از آن به «قبيلهگرايي» ياد ميكردند. در حالي كه در انتخابات گذشته اصولگرايان هم «هياتي» بودند و هم حزبي و در روزهاي تبليغات براي كانديداتوري «علياكبر ناطقنوري» رقيب «محمد خاتمي» در خرداد 76 هم «حزبيها» سخنراني و ميتينگ انتخاباتي برگزار ميكردند و همهياتيهايي همچون «حسين اللهكرم» و «حاج منصور ارضي» از كانديداتوري «ناطقنوري» دفاع ميكردند و رقبيش را تخطئه. حتي پس از آن نيز حزبهايي چون موتلفه، جامعه مهندسين و... تلاش كردند كه هياتيها به كرسيهاي شوراي شهر دوم راه يابند و افرادي با اين سبقه هياتي بودن همچون حسن بيادي، احكامگوي «هيات رزمندگان اسلام» در زمره اعضاي شوراي شهر تهران قرار گيرند.
اما با آغاز انتخابات رياستجمهوري نهم سنگ بناي جدايي «هياتيها» و «حزبيها» شكل گرفت. «محمود احمدينژاد» به عنوان يك كانديدا از جرگه اصولگرايان به گردهمايي دوستان حزبي خود نامهيي فرستاد و از جمع آنان خداحافظي كرد. فردي كه خود تا ديروز بهعنوان عضو جمعيت ايثارگران و جامعه مهندسين شناخته ميشد و در چينش شوراي شهر دوم نقش داشت، با حمايت اكثريت اعضاي اين شوراي شهر كه او را شهردار تهران كرده بودند، همقسم شد تا بدون ياري «احزاب اصولگرا» وارد صحنه رقابتهاي انتخاباتي شود. او نهتنها همراهي با «احزاب» را نپسنديد، بلكه اين مجموعه را به باد انتقاد گرفت و به اميد شكست تمامي كانديداهاي حزبي وارد عرصه شد. 6 ماه قبل از آغاز رقابتهاي انتخاباتي، هنگامي كه كانديداتوري خود را در هالهيي از ابهام قرار داده بود، در جمع اعضاي شوراي مركزي يك تشكل دانشجويي گفت: «دانشگاهيان و مردم در انتخابات رياستجمهوري، اراده خود را به احزاب و گروههاي سياسي تحميل خواهند كرد.» همچنين احمدينژاد در 14 بهمن 83 در مسجد چهارمردان قم از «تشكلهاي تكليفگرا در برابر تشكلهاي قدرتگرا» سخن گفت و در انتقاد از تحزب گفت: «اگر از عدالت، دين و خدمتگزاري حرفي به ميان آيد، ميگويند چون در موضع حزب مخالف است اينگونه سخن ميگويد.» بالاخره رئيسجمهور ايران معتقد است كه «رئيسجمهور نبايد وامدار هيچ گروه، دسته، جناح و حزبي باشد. او فقط بايد وامدار مكتب و فرهنگش باشد والا گروهها و احزاب با سهمخواهي اجازه تصميمگيري را از او سلب ميكنند.» او «حزبگرايي» را «قبيلهگرايي» تفسير ميكند و ميگويد: «در برخي موارد رفتارهاي حزبي همانند قبايل نخستين نمود پيدا ميكند. به اين مفهوم كه هر كس در اين قبيله بود هر كاري كرد ولو غارت، مورد تاييد است و هر كس در آن قبيله بود، هر كاري كرد،كار بدي است ولو خودش را فداي مردم كرد.»
او در 14 فروردين 84 در جمع دانشجويان همفكرش اعلام كرد كه «احزاب نهتنها كمك به انجام كاري نكردند، بلكه باعث فراموشي اهداف انقلاب شدند.»
اين نگرش نسبت به تحزب تنها به او بازنميگردد، بلكه افرادي بودند كه حتي حاضر نشدند در سالهاي آغازين پس از انقلاب با «حزب جمهوري اسلامي» كه موسسين آن «شهيد محمدحسين بهشتي، عبدالكريم موسوياردبيلي، محمدجواد باهنر، سيدعلي خامنهيي ]مقام رهبري[ و اكبر هاشميرفسنجاني» بودند، همراهي كنند. «محمدتقي مصباحيزدي» از مخالفان عضويت در احزاب گفته بود: «عضويت در يك حزب يا گروه يا دسته وابستگي فكري و علاقه غيرعقلاني ميآورد. براي همين در همان اوايل انقلاب كه شهيد بهشتي همراه دوستانش حزب جمهوري اسلامي را تشكيل دادند، چون تعهد حزبي را مغاير با ارزش و باورهاي ديني ميدانستم به عضويت آن درنيامدم.» اين روحاني ارشد از حاميان «احمدينژاد» بود كه يك روز پس از اعلام نتايج يعني 6 تير 84 خواهر احمدينژاد و جمعي از زنان ستاد اين كانديداي پيروز به ديدار او رفتند و مصباح به آنان گفت: «احمدينژاد ذخيره خداوند براي امروز ماست.»
اين نزديكي فكري در مخالفت با تحزب به روشني همچون برخي مواضع ديگر عرضاندام كرد و اين روحاني ارشد بارها ميزبان اعضاي هيات دولت بود. يك روز «محمود احمدينژاد» و روزهاي ديگر برخي از وزراي كابينه او به قم رفتند و با «مصباحيزدي» ديدار كردند. 26 آبان 84 كه «حسين صفارهرندي» وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي احمدينژاد به قم رفت و مصباح را ديد، درباره برخي شايعات مبني بر اينكه «دستاندركاران وزارت ارشاد شاگرد مصباحيزدي هستند» گفت: «اين اتهام شيرين است. شاگردي يك دانشمند و عالم اسلامي موجب افتخار است. در جامعه اسلامي و علمي كنوني،كمتر انساني جوياي علم يافت ميشود كه از انديشههاي شما بهعنوان يك متفكر و فيلسوف بيخبر باشد.»
صفارهرندي همچون رئيس دولت و همانند «آيتالله محمدتقي مصباحيزدي» به احزاب نگريست و در همايش مسوولان ستادهاي دهه فجر از نياز به سازماندهي و تشكيلات مردمي سخن گفت و اينگونه ادامه داد: «در كشوري كه تحزب تجربه موفقي نبوده است، تشكيلات ديگري بايد مردم را حفظ كند؛ بخشي از آن را روحانيت تاكنون برعهده داشته است، همچنين بخشي برعهده بسيج بوده است، اما هنوز جمع زيادي خارج از اين گردونه ميمانند.»
مخالفت با تحزب از سوي رئيسجمهور، وزير ارشاد، وزير كار، وزير علوم و به نوعي تمامي حاميان دولت مهر تاييد بر سخنان منتقدين آنان است كه در روزهاي پس از انتخاب احمدينژاد بهعنوان رئيسجمهور ايران مطرح كردند. آنان ميگفتند كه احمدينژاد يكي، دو روز مانده به انتخابات رياستجمهوري توانسته بود به صورت سازماندهي يكشبه رايهاي خود را بهدست آورد. مهدي كروبي در نامه خود پس از انتخابات رياستجمهوري به مقام رهبري و گلايههاي كوچك و بزرگ از روند انتخابات به اين مساله اشاره كرد و نوشت سه روز قبل از انتخابات ناگهان ستاره بخت او افول كرد و عنايتها به طرف فرد ديگر سرازير شد. اين گفته بر اين اساس بيان شده بود كه بخشي از گروههاي راستگراي سنتي از «علي لاريجاني» حمايت كرده بودند، احزاب راستگراي جديد نيز از «محمدباقر قاليباف» اما برخي شنيدهها بر روي سايتهاي اينترنتي در همان دوران انتخابات از چرخش يكشبه خبر دادند. اگر در آبان 43 هياتهاي مذهبي با عنوان «موتلفه» اعلاميهها را پخش كردند و نيروهاي امنيتي رژيم پهلوي مطلع نشدند منتقدين احمدينژاد هم از اين اتفاق يكشبه ناخرسند بودند. محمدرضا خاتمي دبيركل پيشين جبهه مشاركت هم در افتتاحيه هشتمين كنگره اين حزب از توصيفي خاص براي اين اتفاق نام برد و سازماندهي نيروها براي حمايت از كانديداتوري احمدينژاد را حزبي خاص ناميد. اين حزب خاص بارها از سوي احزاب اصلاحطلب به باد انتقاد گرفته شد. پس از انتخابات رياستجمهوري «نهضت آزادي» در بيانيهيي تحليلي دليلي ديگر بر مخالفت رئيسجمهور با احزاب را بيان كرد: «او زبان آنها ]آحاد رنجديده و زحمتكش جامعه[ را به درستي تكلم ميكرد و با نفي وابستگي به احزاب و گروههاي اجتماعي و پشتيباني آنها، خود را تنها و از جنس توده مردم معرفي ميكرد.»
بارها رئيسجمهور در سخنرانيهاي خود در سفرهاي استاني از «تنهايي» گفت و از كارشكني «احزاب» تا حمايت «توده مردم» را برانگيزد. او 30 آذر 85 در جمع مردم اسلامآباد غرب گفت: «اين دولت برآمده از هيچ حزب و گروهي نيست و نوكر اين مردم است.» او افزود: «در يك زماني دشمنان با گروهسازي و باندسازي ميخواستند در بين مردم ايران تفرقه ايجاد كنند.» اين نگاه و اين رفتار رئيسجمهور در مقاله مشاور مطبوعاتي او به روشني مطرح شد. علياكبر جوانفكر در مقاله ارسالي خود به ايسنا در 8 آبان 85 اعلام كرد: «پشت دكتر احمدينژاد خالي از هرگونه پشتوانه احزاب و گروههاي سياسي است.» حاميان رئيسجمهور هم در انتخابات شوراهاي اخير نيز بارها از اين ويژگي سود جستند. «مهرداد بذرپاش» رئيس ستاد انتخاباتي رايحه خوش خدمت در آستانه اين انتخابات به «روزنامه ايران» ارگان دولت گفته بود: «در جريان اصولگرا حرف آخر را نبايد احزاب بزنند.» اين ستاد در بيانيه انتخاباتي خود نيز اعلام كرد: «با هيچ حزبي پيمان نبستيم جز با شما مردم و عقيده و منش احمدينژاد.»
به هر حال هر كس نامي از احمدينژاد ميآورد و حمايت بيچون و چرا از او را هدف خود قرار داده است، از «تحزب» بيزار است. فاطمه رجبي همسر سخنگوي دولت و از مدافعان جدي رئيسجمهور كه كتاب «احمدينژاد معجزه هزاره سوم» را نوشته است هم نقد جدي احزاب را در نامهها و مقالات خود گنجانده و «كلهر» از ياران احمدينژاد از قبل از انتخابات رئيسجمهوري نيز اينگونه از بديل تحزب دفاع ميكند: «يكي از آسيبشناسيهاي دكتر احمدينژاد نسبت به احزاب سياسي كه در دوره انتخابات نيز بيان كردند اين بود كه احزاب سياسي قدرتگرا هستند و نهادها و تشكلهاي سنتي مردمي خدمتگرا هستند.» اين مشاور ارشد تبليغاتي محمود احمدينژاد در انتخابات رياستجمهوري و نماينده او در شوراي نظارت بر صدا و سيما در گفتوگو با ايسنا افزود: «بارها و بارها تجربه شده، هرگاه مردم در برابر نهادهاي سنتي خدمتگرا و احزاب قدرتگرا قرار ميگيرند، بدون درنگ نهادهاي سنتي خدمتگرا را ترجيح ميدهند.»
مخالفت با تحزب از سوي دولتيها نقطه افتراق اصولگرايان و اصلاحطلبان نيست، بلكه نقطه افتراق حاميان همهجانبه رئيسجمهور از يكسو و منتقدين خود، رقبا، اصلاحطلبان و حتي احزاب اپوزيسيون از ديگر سو است. چرا كه «محمدنبي حبيبي» دبيركل موتلفه بارها بر «تحزب» پاي فشرد و از آن دفاع كرد. او حزب را اساس «جمهوريت» دانست و از مخالفان تحزب انتقاد كرد. «اكبر هاشميرفسنجاني» از مهرههاي اصلي نظام جمهوري اسلامي ايران نيز «تحزب نيرومند را لازمه دموكراسي» دانست و حتي «علياكبر ناطقنوري» در هفتمين كنگره موتلفه گفت: «حتي بعضي از مديران و مبارزان باسابقه، گروهها و تشكلها بهطور تعمدي بيان ميكنند كه عضو گروه و تشكلي نيستند و اين امر به يك ضدارزش تبديل شده است كه روند خطرناكي است.»
«اين روند خطرناك» در دولت مدافعاني دارد و صاحبان اين انديشه در بيرون از قوه مجريه سكني گزيدهاند و گاهي تمايل به سكوت را بر هر فعاليت ديگري ترجيح ميدهند. هياتيهاي قديمي حزبي شدهاند و قدرتمندان دولتي امروز هياتي، تا اين الگو به آنان ياري دهد؛ نه حمايت احزاب.
*************************************************************
دیدار اعضای موسس مجمع با سید محمد خاتمی (رییس بنیاد باران )


منتخبين پنجمين كنگره حزب جوانان ايران اسلامي وهمچنین مجمع نو تاسیس وبلاگ نویسان اصلاح طلب با رييسجمهور سابق كشورمان ديدار و گفتوگو كردند.
در اين ديدار كه با اقامه نماز ظهر و عصر آغاز شد، سيدمحمد خاتمي شناختن جايگاه حزب و عوامل تقويتكننده و موانع سر راه آن را ارزيابي كرد. وي همچنين فعاليت حزبي را يك ضرورت انكارناپذير براي كشورهاي نظير ايران توصيف كرد كه البته با موانع و مشكلاتي روبروست.
خاتمي افزود: نياز به حزب اجمالاً و به صورت ابهامآميز بيش از صد سال است كه در ايران احساس ميشود كه بايد به نيازي آگاهانه تبديل شود. آگاهي مردم بسيار مهم است چون خودشان ضامن تامين اين نياز ميشوند.
رييس بنياد باران در ادامه با طرح اين سوال كه بايد فكر كنيم تعدد بيش از حد مفيد است يا خير؟ وي پاسخ به اين سوال را مثبت دانست و گفت: هر چه تعدد بيشتر باشد رقابت ايجاد ميشود و فضاي بهتري فراهم ميگردد، البته يك وقت حكومت ميآيد و تصميم ميگيرد تعدد احزاب و روزنامهها خوب نيست كه اين خيلي وحشتناك است.
وي اضافه كرد: يك وقت ديگر خود تشكلها و رسانهها تشخيص ميدهند كه اگر نيروها را در كنار هم قرار دهند و از هرز رفتن نيروها بكاهند خوب است كه اين امر مفيدي است؛ اگر يك نوع پيوند بين احزاب به صورت ائتلاف يا ادغام انجام پذيرد ميتوانيم تجمعهاي كارآمدتري را پيدا كنيم.
سيدمحمد خاتمي همچنين در اين ديدار افزود: مردمسالاري سازگار با دين مطلوب كشوري همچون ايران است، قانون اساسي ما هم همين را ميگويد؛ بايد بكوشيم تا معيارهاي قانون مردمسالاري در كشور تقويت شود كه پايههاي اصلي جامعه مدني تشكلهاي غيردولتي هستند كه بايد تقويت شود و بر آنها اعتماد كنيم.
رييس موسسه بينالمللي گفتوگوي فرهنگها و تمدنها در پايان اين ديدار گفت: هر كه باشيم و هر كجا كه باشيم نميتوانيم از دموكراسي اعراض كنيم، اين حكم بدان معني نيست كه دموكراسي عيب ندارد، عيبهاي آن را حتي خود غربيها بيان كرده اند، ولي دموكراسي بديل خودكامگي است و نبايد ذرهاي در ترجيح دموكراسي به خودكامگي ترديد كرد.
در ابتداي اين ديدار مهدي عليخاني، دبيركل حزب جوانان ايران اسلامي گزارشي از فعاليتهاي اين حزب بيان كرد همچنین خانم معصومه فرامرزیان و آرمان تولایی دو عضو ارشد مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب ضمن تشکر از آقای خاتمی که اجاز ه دیدار را با این دوستان عزیز دادند به بررسی راهبرد ها و راهکار های آینده مجمع وبلاگ نویسان پرداختند در این دیدار آقای عارف طحان دبیر کل مجمع به دلیل کسالت حضور نداشتند و همچنین آقای خاتمی قول داد که بزودی با تمامی اعضاء شورای مرکزی و موسس مجمع دیدار و گفتگو خواهد کرد
*************************************************************
*******************************
مصاحبه عباس عبدی عضو سابق جبهه مشارکت در ادامه مطلب
اگر دلتان برای اصلاحات می سوزد ومی خواهید دوباره پیروز بشویم
بخش ادامه مطلب را کامل بخوانید
*****************************************
ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در پنجشنبه هفدهم اسفند 1385ساعت 18:58 توسط شورای اطلاع رسانی |
اثر هشتم : الهه منفرد (عضو شورای مرکزی و رییس کمیته زنان مجمع )
 نام اثر : حقوق زنان پس از انقلاب اسلامی ؟

مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب :كلمه ?عدالت جنسيتي? مفهومي كه با تلاش بسيار در جلسات متعدد تدوين برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جمهوري اسلامي ايران (1388-1384) در بند ?ه? از ماده ?99? اين لايحه در مجلس شوراي اسلامي به تصويب رسيده بود با ابهام شوراي نگهبان مواجه شد و به مجلس هفتم باز گشت. نمايندگان محترم به جاي رفع ابهام و توضيح و توجيه مفهوم عدالت جنسيتي با حذف آن موجب نارضايتي قشر جامعه زنان و طيف وسيعي از عدالتخواهان را فراهم آوردند. بيشترين اعتراض به اين حركت بود كه چرا از مفهوم عدالت جنسيتي دفاع نشد و چرا نمايندگان زن سكوت كردند؟ با توجه به اين نكته كه به نظر ميرسد برداشت نادرست از مفهوم عدالت جنسيتي موجب حذف اين عبارت شده است در اين مقاله نخست به بررسي مفهوم عدالت جنسيتي ميپردازيم و سپس ضرورت رويكرد جنسيتي در برنامه توسعه كشور را ميآوريم. بررسي مفهوم عدالت جنسيتي عدالت به معناي دادگري و انصاف است و انصاف، گذاشتن پاية احقاق حق بر مساوات در مقابل قانون و احترام به حقوق افراد ميباشد. رعايت مروت نيز مترادف با عدالت به كار رفته است. مروت عبارت است از اتصاف به اموري كه پسنديده است به حسب زمان و مكان و شأن شخص. عدالت به معناي مساوات نيز كاربرد دارد. مساوات اصلي از اصول حقوق عمومي است كه به موجب آن افراد صرفنظر از جنسيت و طبقه و مذهب و ثروت و شغل داراي حقوق و تكاليف مساوي ميباشند. مفهوم عدالت، اساسيترين مفهوم در فلسفة اخلاق، سياست و حقوق است و موضوع اصلي آن تصميمگيري براي تعيين ملاكي است كه طبق آن اعمال آدميان در سطوح و حوزههاي گوناگون در رابطه با يكديگر مورد داوري قرار گيرد. عدالت معطوف به عمل است. مفهوم عدالت با مفاهيمي چون درستي، خوبي، حقانيت و انصاف در همه جا نسبت نزديك داشته است. عدالت در رفتار فردي، در حوزه قضاوت و داوري و در توزيع قدرت و امتيازات اجتماعي و اقتصادي كه مباحث فرعيتر عدالت و انصاف است، قابل تقسيم است. عدالت در عرصه زندگي عمومي و در معناي وسيع متضمن مفاهيم امنيت، آزادي، برابري و رفاه عادلانه است. عدالت دورانديشي و عمل عقلاني براي حفظ منافع فردي است كه به شناسايي منافع ديگران هم نياز دارد. عادلانه بودن يعني به روابط نابرابر در جامعه ?نه? گفتن. اصولاً عدالت با رجوع به مفهوم برابري و نابرابري مطرح شده است. قانونگذار و يا سياستگذار در مقامي است كه ميتواند برخي نابرابريها را از ميان ببرد يا غيرمؤثر سازد. ازاينرو گفته ميشود كه عمل عادلانه عملي است كه هر كس را در مرتبهاي كه شايسته اوست، حفظ كند. درواقع اساس هر نظام قضايي، عمل عادلانه است و اينكه حكام بايد عادل باشند. در مورد زنان بايد به يك تعريف توافقي از عدالت رسيد. اختلاف در منافع و بهرهوريها وجود دارد ازاينرو بايد راجع به نابرابريها صحبت كرد. برداشت نادرست امروز از عدالت، مسئله اصلي را رفع نابرابريها ميدانند. در حالي كه بحث بر سر برابري فرصتهاست. عدالت بنيادي اخلاقي و انساني دارد و اين نكته بسيار مهمي در برداشت صحيح از عدالت است. منظور از جنسيت هم گروهبندي به دليل جنس (مرد ? زن) است. ا ثرات اجتماعي حاصل از اين گروهبندي وظايفي است كه به دليل جنس (Sex) به وجود ميآيد. اين تقسيمبندي بيشتر جنبه اجتماعي دارد تا بيولوژيكي. نمونه آن پرورش فرزند است كه در بسياري از جوامع به عنوان يكي از وظايف خاص زنان شمرده ميشود. بدين ترتيب تفاوت بين مفهوم جنس و جنسيت (Gender) به اين معناست كه جنس به خصوصيات بيولوژيك فرد اشاره ميكند در حالي كه جنسيت به نقشهاي اجتماعي براي زنان و مردان دلالت دارد. با جمع دو عبارت عدالت و جنسيت ميتوان نتيجه گرفت كه معناي واقعي عدالت جنسيتي يعني ?دادگري و انصاف برقرار كردن در مورد نقشهاي اجتماعي كه در طول زمان به زنان و مردان داده ميشود.? و در اين بند به خصوص منظور ?دادگري و انصاف در مورد نقشهاي اجتماعي است كه به زنان داده ميشود.? در برنامه چهارم توسعه دولت وظيفه دارد بند ?ه? از ماده ?99? را به مرحله اقدام درآورد: ?تهيه و تدوين طرح جامع توانمندسازي و حمايت از حقوق زنان و برقراري عدالت جنسيتي? و ?برقراري? آغازي است براي دادگري و انصافي كه از آن سخن گفتيم، فقط يك آغاز! ضرورت رويكرد جنسيتي در برنامهريزي كشور ريشه تفكر ضرورت رويكرد جنسيتي در برنامهريزي كشور به اين دليل است كه همه از محروميت تاريخي جامعه زنان آگاهند و ميدانند كه براي محروميتزدايي بايد چنين رويكردي را در برنامهها لحاظ كرد و به فكر جبران گذشتهها بود. لازم به يادآوري است كه اساس برنامهريزي جنسيتي مبتني بر روابط انساني است. تساوي در فرصتها و ايجاد امكانات مساوي براي كنترل منابع و بهرهگيري از آنها براي زنان و مردان. در واقع هدف از طرح جنسيت ايجاد تدابيري است كه منجر به بهبود زندگي همه به صورت مستقيم و غيرمستقيم ميشود و مشاركت كامل زنان در برنامههايي مانند ريشهكن كردن فقر و ايجاد كار توليدي و تحقق عدالت اجتماعي و رشد پايداري اقتصادي، كه از اهداف مشروع روشي است كه به آن برنامهريزي جنسيتي گفته ميشود. احقاق حقوق انسانها و حفظ حرمت افراد اعم از زن و مرد، در چهارچوب تفكر اسلامي يك اصل اساسي پذيرفته شده است. برنامهريزي را ميتوان مجموعهاي از فعاليتهاي اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي جامعه به شمار آورد كه در مسير يك هدف نهايي و در قالب يك سري اهداف كمي و كيفي، با به كارگيري مجموعه استراتژيهاي طراحي شده و تحليل وضع گذشته و موجود و ارزيابي مسائل و تنگناهاي اجرايي، ضمن ارائه تصويري روشن از آينده، طرحهاي لازم و اولويتهاي اجرايي آنها را تعيين ميكند. در بسياري از نقاط دنيا متناسب با فرهنگ آنها توجه ويژه به زنان در برنامههاي توسعه آغاز شده و با اصلاح سيستم آماري كشورها و ثبت اطلاعات به تفكيك جنسيت، امكان مقايسه روند رشد شاخصها، فراهم آمده تا زمينهساز رفع نابرابريها گردد. در بعضي از كشورها در كنار برنامههاي توسعه ملي، برنامه ويژهاي نيز براي زنان در بخشهاي مرتبط تدوين ميشود. يكي از ابزار اصلي كه امروزه در مقوله توسعه به طور روزافزون مورد توجه قرار ميگيرد، مسئله تحليل جنسيتي و توجه به جنسيت در امر برنامهريزي است. با بررسي روند شكلگيري برنامههاي توسعه در كشور، مشخص ميشود مسيري كه برنامه اول تا چهارم توسعه در موضوع زنان پيموده و توجهي كه به موضوع جنسيت شده بهبود و پيشرفت داشته است. مسائل مهمي كه در برنامه چهارم مورد توجه قرار گرفته عبارت است از: 1- دسترسي به فرصتهاي برابر آموزشي 2- گذراندن دورههاي آموزشي به منظور ارتقاي شغلي زنان 3- تساوي مزد براي زنان و مردان 4- تدوين قوانين مربوط به تحكيم نهاد خانواده 5- طرح تأمين بيمه خاص زنان و كودكان 6- تهيه و تدوين طرح جامع توانمندسازي و حمايت از حقوق زنان موارد فوق نشأت گرفته از سياستهاي پيشنهادي برنامه بوده كه هدف آن ارتقاي نقش زنان در جامعه و توسعه فرصت به آنها است. ميدانيم در يك جامعه اسلامي وظيفه حاكم است كه تلاش كند تا هر كس در قبال بهرهوري از امكانات، بتواند استعداد و لياقت خود را شكوفا كند و در مسير رشد و تعالي گام بردارد و سرانجام به توانمندي برسد. فقط در اين صورت است كه جامعه به مساوات و برابري ميرسد و حق ضعيف به او مسترد ميشود. ازاينرو جاي شگفتي است كه عليرغم توجه قانون اساسي و اصول آن به احقاق حقوق زنان و سند چشمانداز توسعه 20 ساله ايران و سياستهاي برنامه توسعه چهارم اين اهداف از چشم نمايندگان محترم مغفول مانده و بيتوجه به وضعيت خاص كشور تصميمگيري كردهاند. مسئولان جامعه ميدانند كه بخش زنان در اين رابطه هشيار است و به نقش مهم خود در توسعه كشور آگاهي دارد. سياستمداران و نمايندگان ملت به خوبي اطلاع دارند كه اكنون مهمترين معضل زنان جامعه پيش روي آنان است و بايد براي حذف تبعيض جنسيتي در بسياري از امور زنان اقدام كنند. نمونه اقدامات آتي نمايندگان كه نياز به بررسي و تدوين طرح دارد چنين است: 1- بررسي عدم حضور زنان در سطوح مديريتي كشور 2- اقدام جهت ريشهكن كردن نابرابري جنسيتي در همه ابعاد 3- ارتقاء و بهبود وضعيت اقتصادي زنان 4- اصلاح قوانين 5- پيشگيري از آسيبهاي اجتماعي زنان 6- توجه ويژه به زنان خودسرپرست و بدسرپرست در كشور و در انتها و مهمترين موضوع، توانمندسازي زنان كه موجب غلبه بر موانع پيشرفت فعاليتهاي مربوط به زنان و موجب تسلط آنان بر سرنوشت خويش ميباشد. به نظر ميرسد عدم اطلاع از سوابق برنامه، شتاب در تصميمگيري، حجم بسيار جلسات و كمبود وقت ? بنا به گفته نمايندگان محترم ? از موجبات حذف عبارت ?برقراري عدالت جنسيتي? از برنامه بوده است. اما آيا دلايل ذكر شده براي چنين اقدامي با توجه به اهداف جمهوري اسلامي ايران، متناسب و كافي و قابل قبول است؟ آيا با اين حذف، ويژگي جامعه ايراني در افق چشمانداز 20 ساله را كه عدالت اجتماعي، حفظ كرامت و حقوق انسانها و بهرهمندي از امنيت اجتماعي و قضايي است را از هم اكنون ناديده نگرفتهايم؟ آيا تحقق آرمانها و اصول قانون اساسي با چنين حركتهايي امكان دارد؟ آيا توسعه يافتگي ايران بدون حضور زنان امكانپذير است؟ و دهها سؤال ديگر ... بيشك ?عدالت? واژه ايدهآل و آرماني جامعه به حساب ميآيد، چگونه نمايندگان ملت به حذف آن اقدام كردند در حالي كه اين واژه در احقاق حقوق زنان و تفسير موسع آن نهفته است، آيا حذف آن يك حركت غيرمصلحتي نبوده است؟ و آيا نمايندگان مردم با تبعيض براي زنان موافقند كه به چنين جدالي دست زدهاند؟
********************************************
مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب: پنجمین جلسه رسمی مجمع دیروز برگزار شد در این نشست که با حضور تمامی اعضای شورای مرکزی برگزار شد آقای دبیر کل به ایراد سخنرانی مختصری پرداخت وی از ایجاد یک پایگاه گسترده اینتر نتی برای مجمع خبر داد و گفت امروز اگر ما از داشتن یک سایترهیز می کنیم دلیل بر کمبود مادی نیست بلکه به رعایت حقوق دیگر وبلاگ نویسان احترام می گذاریم و تایید می کنیم
مصوبات جلسه پنجم :
۱-انتشار ویژه نامه دهمین سالگرد دوم خرداد از وبلاگ مجمع
۲ - انتخاب آقای آرمان تولایی به عنوان مسئول وبلاگ مجمع
۳- برگزاری کنگره سراسری پس از انتخاب روسای مجمع در استانها
۴- آغاز جلسات دیدار با دبیران کل احزاب اصلاح طلب و سیاستمداران
۵ - انتخاب رییس مجمع در شهر کرج = آقای محمد آهنگرانی
لينك | نوشته شده در پنجشنبه دهم اسفند 1385ساعت 20:19 توسط شورای اطلاع رسانی |
اثر هفتم : اعظم طالقانی (دبیر کل جامعه زنان انقلاب اسلامی)
نام اثر : حضور زنان در مجلس خبرگان - آری
مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب:حضور زنان در مجلس خبرگان رهبري از جمله مواردي است كه هر از چند گاه خصوصا در آستانه انتخابات اين مجلس طرح ميشود. با وجود اظهارنظرهاي زيادي كه درباره عدم منع براي حضور زنان در مجلس خبرگان مطرح شده است اما همچنان درهاي باز اين مجلس بر روي زنان بسته است. وجود اين درهاي بسته جرياني را تداعي ميكند كه با حضور زنان در قدرت و تصميمگيري آنها مخالف است و تلاش دارد نيمياز جمعيت كشور را حذف كند. اين اقدام كه از سوي برخي نهادهاي حاضر در رأس قدرت انجام ميشود اثرات نامطلوبي در كل جامعه ميگذارد. بهخصوص در مورد زنان وقتي ميبينند در جاهايي كه توانمندي دارند نميتوانند به آن نهادها راه پيدا كنند، آثار نامطلوب فراواني در پي خواهد داشت. اما درباره قانوني بودن يا نبودن حضور زنان در مجلس خبرگان رهبري هيچگونه ذكر جنسيت در قانون اساسي مطرح نشده است و تنها مسالهاي كه در مورد اين مجلس مورد اهميت است كارشناس و خبره بودن اعضاي آن ميباشد كه البته بحث مجتهد بودن نيز يكي از موارد ميباشد كه بعد از بازنگري قانون اساسي در سال 68 برداشته شد. اصولا واژه خبرگان به معناي حضور انسانهاي كارشناس در اين مجلس است و اين مجلس بايد از نتيجه بحثهاي كارشناسي در همه حوزهها بهرهمند شود و نبايد اين مجلس تنها مختص كارشناسان مذهبي باشد. در مجلس خبرگان رهبري كه تصميمگيريها مربوط به رأس امور است بنابراين نيازمند جميع علوم است. بنابراين بايد افرادي از رشتهها و علوم مختلف حضور داشته باشند تا بتوانند براي رهبر كه اختيارات وسيعي در قانون اساسي براي او تعيين شده است ناظر باشند. خبرگان رهبري بايد كساني باشند كه به لحاظ علميو توانايي و اطلاعات در رشتههاي مختلف توانمند باشند تا بتوانند بر عملكرد رهبري كه بر رأس امور احاطه دارد نظارت كنند بنابراين افراد انتخابكننده رهبري خود بايد بر كليه امور احاطه داشته باشند، ضمن اينكه نظارت بر رهبري حق هر شهروندي است. مجلس خبرگان قانون اساسي و رهبري نيازمند قوانيني است كه مربوط به امور مختلف است پس بايد افراد مختلف در اين مجلس حاضر شوند و هركس در اين مملكت زندگي ميكند صاحب حق و ديگران نميتوانند مانع اين حق شوند.
از منظر ديگر اينكه در بحث ورود افراد به مجلس خبرگان رهبري تنها نبايد جنبه ولايي را مدنظر قرار داد بلكه بايد مسائل مربوط به قوانين و حقوق و غيره را نيز در نظر گرفت. طبق قانون اساسي حق تفسير قانون بر عهده شوراي نگهبان است كه بر اين اساس اين شورا براي خود نظارت استصوابي را ملاك قرار داده است و به احتمال قريب به يقين شوراي نگهبان در مورد حضور زنان در مجلس خبرگان رهبري هم با تعابير خود نظر داده است كه اگر چنين نيست اين سوال مطرح ميشود كه چگونه خانمهايي كه در حوزه علميه استاد ميباشند و مجتهده محسوب ميشوند نميتوانند به مجلس خبرگان رهبري راه يابند؟ زيرا كه تاكنون اين خانمها موفق به عبور از فيلتر شوراي نگهبان نشدهاند و بهوضوح روشن است كه عدم تاييد صلاحيت شان به لحاظ جنسيت بوده است نه براساس عدم توانايي علمي. با توجه به تحليل فوق در خبرگان رهبري علاوه بر اينكه بايد در رشتههاي مختلف كارشناس باشند نياز است كه در بحث حقوقي نيز خبره باشند و البته حضور زنان خبره در امور مختلف در اين مجلس باعث ميشود تا مسائل نيمي از جمعيت كشور به راحتي درك شود چرا كه اين امكان وجود دارد كه مسائل زنان از سوي مردان بهخوبي درك نشود. پس ضرورت دارد كه خانمها خود در اين مجلس باشند تا بتوانند درباره مسائل معتنابه مربوط نهتنها نظر دهند بلكه فعال هم باشند.
****************************************************************
مصاحبه با آرمان تولایی عضو موسس مجمع ( در قسمت ادامه مطلب بخوانید)
****************************************************************
ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 20:47 توسط شورای اطلاع رسانی |
|