|
یادداشتی مختصر از احسان دلاویز (عضو ائتلاف جوانان اصلاح طلب)

مقاله ای از احسان دلاویز (رییس کنگره جوانان اصلاح طلب)
اصلاح طلبان جوان و رسالت تاریخی پیش رو
حضور آقای خاتمی و پیروزی اش در خرداد 76 منشأ تحرک ،پویایی و پیشرفت و دگرگونی در عرصه های مختلف سیاسی ،اجتماعی،فرهنگی و علمی کشور بود.با پیروزی قاطع حامیان تفکر اصلاحات در دو دوره پیاپی ،و توجه ویژه شخص رییس جمهور خاتمی (و البته اعتقاد ارزشمند شخصی ایشان ،که متاسفانه خیلی فراتر از ایشان دیده نشد)،عرصه برای فعالیت و بیان افکار و آرأ و خواست های جوانان مهیا شد و فرصتی تازه برای ابراز عقیده و مشارکت نسل جوان در امور پدید آمد ،ولی به نظر می رسد آنچنان که باید فرصت حضور در عرصه های تصمیم گیری کلان و مشارکت عملی در اجرای سیاست های دولت اصلاحات برای حامیان جوان آن فراهم نیامد و جوانان کمتر فرصت خدمت در بدنه دولت و قرار گرفتن در رده های تصمیم سازی و پیگیری عملی خواسته های به حق خود را پیدا کردند.این در حالیست که پس از پایان دو دوره حضور اصلاح طلبان در قوه مجریه و روی کار آمدن دولت احمدی نژاد ،نگاه دولت جدید به جوانان به نگاهی ابزاری و نمایشی بدل گشت که نقدهای بسیار جدی در این حوزه دارم و بزودی از آن خواهم نوشت. جوانان تربیت شده در دهه گذشته اصلاح طلبی تجربیات ارزشمندی بدست آورده اند و لذا با توجه به نقش سرنوشت ساز و تعیین کننده جوانان ایران در عرصه های ملی و بین المللی و با ایمان به توانایی نسل جوان در تداوم و پیشبرد اهداف اصلاحات که ناشی از روح بلند و اراده مستحکم نوجوانان و جوانان ایران زمین برای رقم زدن آینده ای روشن برای میهن عزیزمان است ، اکنون زمان آن رسیده است به همت جمع عاقل ، با تجربه ، موجه ،علاقه مند و توانمندی از فعالان جوان در احزاب اصلاح طلب(گرچه معتقدم دوستان جوانی نیز هستند که مایل به فعالیتهای حزبی نبوده اند و به طور حتم آنان نیز علاقه مند و آماده اند)گروهی هدفمند بنام " اصلاح طلبان جوان" با تکیه بر یک دهه تجربه اندوزی و نقش آفرینی در عرصه های گوناگون بطور جدی ،شناسنامه دار و حرفه ای پا به عرصه فعالیت های سیاسی و اجتماعی کشور بگذارند تا با پاسخ به سایر هم نسلیهایشان برای مشارکت همه جانبه در اداره امور کشور ، نقش جوانان را از "یاوران اصلاحات" و "رای دهندگانی فعال و ناظرانی هوشمند به "مدیرانی توانا و نو اندیش و اثر گذار" بر فردای ایران عزیز بدل سازند.بدون شک بهره گیری از تجربیات پیشگامان اصلاحات ،بویژه معمار جوان اندیش آن ،" سید محمد خاتمی"( که در اینباره با ایشان صحبتهایی داشته و خیلی استقبال کرده اند)و رایزنی گسترده با همه گروهها ، احزاب و نهادهایی که به حضور موثر و مشارکت فعال جوانان در مدیریت کلان کشور اعتقاد دارند از مواردی است که در آغاز این راه می تواند مورد توجه قرار گیرد. اصلاح طلبی نه شمعی کوته عمر و زود گذر که مشعل فروزانی است که نسل نوین اصلاح طلبان با تولد خود آن را پر نورتر و پر شکوهتر از گذشته به آیندگان تسلیم خواهند کرد و این بدان معناست که توقف اصلاح طلبان ،شکست اصلاح طلبی نیست و این پرچم را نسل های پر افتخار تاریخ این کشور پیوسته در اهتزاز خواهند دید.اصلاح طلبان جوان در این برهه حساس و بنا بر رسالت تاریخی که بر دوش دارند ،بی تردید نه تنها مرهون بلکه ادامه ی اصلاح طلبان پیش از خود خواهند بود و می بایست در عین وفاداری به آرمانهای اصلاحات به "اصلاح " روشهای اصلاحات پرداخته و راهی نوین را پیش گیرند.شرایط پیش رو و در آستانه انتخابات مهم مجلس ،بهترین بهانه برای حرکت تشکیلاتی و حرفه ای جوانان اصلاح طلب خواهد بود.(ضمن آنکه میبایست مسایل ملی ،حوزه جوانان و پیگیری مطالبات آنان مأموریت اصلی این حرکت باشد). این روزها در اندیشه دو گردهمایی مهم برای دوستان جوان اصلاح طلب هستم.نخست "هم اندیشی اصلاح طلبان جوان"برای راهبردهای پیشنهادی آنان در مورد انتخابات آینده و نیز برگزاری "دومین کنگره جوانان اصلاح طلب" که تجربه موفق و نخستین آن خاطره خوشی برای تقویم اصلاح طلبی در ایران عزیز بود .چشم براه یاری صمیمانه دوستانیم.باشد تا به یاری آحاد جوانان برومند کشور آینده ای توام با استقلال ، آزادی و پیشرفت برای ایران عزیز رقم زنیم.به آن امید!
آدرس وبلاگ این نویسنده : http://www.delaviz.net
لينك | نوشته شده در جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 22:30 توسط شورای اطلاع رسانی |
اخبار انتخابات مجلس هشتم :..


ابطحی: وبلاگ نویسی در فرهنگ سیاسی کشور هنوز یک تهدید تلقی می شود
مشاور رئیس جمهور سابق گفت: واقعیت این است که در فرهنگ سیاسی کشور هنوز وبلاگ نویسی و وبلاگ نویسان یک تهدید تلقی می شوند.
به گزارش خبرنگار سینا، "سید محمد علی ابطحی" در مراسم آغاز به کار نخستین جشنواره دانشجویان وبلاگ نویس در همدان افزود: وبلاگ نویسان در جامعه ایران، مشکلات زیادی را طی کردند تا امروز درچنین اجتماعی گردهم آیند.
وی اظهار داشت: "وب نوشته ها" یکی از صدها وبلاگی است که جوانان کشور می نویسند.
ابطحی خاطرنشان کرد: اگر یک مسوول می خواهد برای یک جامعه برنامه ریزی کند باید نسبت به نیازهای آن جامعه شناخت پیدا کند و فهم امور جامعه از طریق مستقیم و وبلاگ یکی از بهترین روشها به شمار می رود.
معاون سابق پارلمانی رئیس جمهور تصریح کرد: اگر نتوانستم در حوزه مسوولیت خود کاری برای جوانان انجام دهم، امیدوارم انتقال دهنده خوبی از مشکلات جامعه جوانان وبلاگ نویس کشور به مدیریت کشور باشم.
وی تاکید کرد: همه مسووولان و برنامه ریزان کشور باید ارتباط مستقیم تری با نسل فناوری اطلاعات و ارتباطات برقرار کنند.
ابطحی با اشاره اینکه اوایل راه اندازی وب نوشته ها از اینکه بگویم وبلاگ دارم، می ترسیدم، گفت: اما امروزبا گذشت یک سال و نیم از ان اتفاق، حتی کاندیداهای ریاست جمهوری برای ارتباط با جوانان کشور در جهت جلب مشارکت آنها در انتخابات ریاست جمهوری از سایت های مختلف بهره می گیرند.
وی به جوانان توصیه کرد: وبلاگ نویسی را جزو کارهای روزمره خود قرار داده و آن را جدی بگیرند.

ائتلاف حداکثری با مردم
مهدی محسنی (وبلاگ نویس و نویسنده وبلاگ جمهور )
در دوران هشت ساله ی دولت خاتمی خصوصا چهار سال ابتدایی دانشگاه ها محل کنش ها و واکنشهای بسیاری بود. تشکل ها و جریانات مختلف دانشجویی با نگاه منتقدانه به دولت و حکومت شکل گرفتند. در همین حال نیروهای تندرو جریان اقتدارگرا به عنوان اهرم فشار فیزیکی بر دانشجویان فعال و تشکلهای دانشجویی محسوب می شدند. حتی بسیاری از فعالان سیاسی و کارگزاران دولت نیز از گزند تهاجم این نیروها در امان نماندند. در بسیاری از موارد نیز دستگاه قضایی و برخی نهادهای موازی اطلاعاتی، جنبش دانشجویی و فعالین سیاسی را مورد هجمه قرار می دادند و مجلس ششم و دولت اصلاحات به نوعی نقش میانجی و مدافع دانشجویان را بر عهده داشت. اما با گذر زمان و افزایش فشار بر دولت و فعالین سیاسی اختلاف و فاصله میان جامعه دانشگاهی معترض و دولت و مجلس رفرمخواه بیشتر شد تا جایی که به ایجاد شکافی عمیق میان این دو منجر شد. این شکاف و اختلاف موجب شد رفرم خواهان، شورای شهر، مجلس و پس از آن دولت را از دست بدهند و در عین حال جنبش دانشجویی نیز تنها مدافع خود را در حاکمیت از دست داد. اخراج اصلاح طلبان از حاکمیت توسط نهادهای انتصابی و جریانات شبه نظامی در سکوت جنبش دانشجویی این واقعیت را ثابت نمود که عدم همراهی دانشجویان به عنوان پیوند دهنده این جریان و طبقه متوسط چه نتایج زیانباری به دنبال دارد. فشار روز افزون و برخوردهای امنیتی با دانشجویان مشخص نمود که وجود دولت و مجلسی هر چند کم توان می تواند فضای مناسبی تری برای فعالیت ایجاد کند. در شرایطی که انتخابات مجلس هشتم در پیش است و ائتلاف دغدغه اصلی رفرم خواهان شده، بنظر می رسد مهمترین ائتلاف باید میان جریان تحول خواه و طبقه متوسط جامعه اتفاق بیفتد. برای شکل گیری این ائتلاف حضور جنبش دانشجویی با حفظ هویت مستقل خود بسیار ضروری است. جنبشی که بیشترین قرابت را با گروه های پیشرو دارد. بنظر می رسد اگر جریانات اصلی اصلاح طلب تلاش نمایند با دانشجویان دموکراسی خواه گفتگوی هدفمندی را پیش بگیرند شرایطی به مراتب بهتر از انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم خواهد بود. به نتیجه رسیدن این گفتگو نیز نیازمند انعطاف پذیری دو طرف است. انعطافی که جریانات رفرمخواه پیشرو نسبت به گروه های دست راستی و محافظه کار جبهه اصلاحات از خود نشان داده اند. رهبران جنبش دانشجویی نیز باید سعی نمایند سطح مطالباتش را با شرایط و وقایع امروز و توان اصلاح طلبان تنظیم نمایند و عزم و اراده ای جدی را برای گفتگو با گروه های سیاسی تحول خواه از خود نشان دهند.
لينك | نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 11:28 توسط شورای اطلاع رسانی |
لیست مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب منتشر شد ":
لیست مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب به ستاد ائتلاف اصلاح طلبان تهران ارائه شد

سخنگوی مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب در گفتگو با نواندیش " لیست این انجمن را اعلام کرد وی از اعلام لیست دیگر شهرستانهای کشور نیز در هفته آینده خبر داد و افزود ما هرگز از خاتمی در مجلس حمایت نمی کنیم چرا که معتقدیم خاتمی باید برای ریاست جمهوری دهم خود را آماده کند بنا به گفته مهدی آزرم - سخنگوی مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب این انجمن در قالب ستاد سیمرغ با حمایت از کاندیداهای تعیین شده ائتلاف اصلاح طلبان کشور وارد عرصه انتخابات خواهد شد و لیست ارائه شده این انجمن به ستاد مرکزی تهران تنها پیشنهاد است و در صورت رد تمامی نامزدهای ذیل این مجمع از انتخاب ستاد ائتلاف حمایت می کند و هیچ گونه سهم خواهی ندارد
۱- مصطفی معین
۲- محمد ستاری فر
۳- احمد پورنجاتی
۴- اسحاق جهانگیری
۵- زهرا شجاعی
۶- فاطمه راکعی
۷- رسول متجب نیا
۸- حسام الدین سراج
۹- محسن مهرعلیزاده
۱۰ - محسن صفایی فراهانی
۱۱- بهزاد نبوی
۱۲- محسن آرمین
۱۳-محمد رضا عارف
۱۴-حبیبالله بیطرف
۱۵-محمد هاشمی
۱۶ - محمد جواد حق شناس
۱۷- محمد حسین عادلی
۱۸- محمد عطریانفر
۱۹ - مرتضی الویری
۲۰-صادق خرازی
۲۱- یدالله طاهر نژاد
۲۲- زهرا اشراقی
۲۳- سهیلا جلودارزاده
۲۴- علیرضا محجوب
۲۵- اسماعیل گرامی مقدم
۲۶ -حسن روحانی
۲۷-محمد شریعتمداری
۲۸-محید انصاری
۲۹- هادی خامنه ای
۳۰ - مرتضی حاجی
همچنین لیست شهرهای اهواز - کرج - تبریز - ساری - مشهد و قم این انجمن نیز به ستاد مرکزی تهران اصلاح طلبان ارائه شده است که بزودی اعلام عمومی می گردد

خاتمی صدای همه ما بود
وبلاگ شخصی : وقتی شاه رفت، من در خیابان بودم. و در پس ظاهر شادمانی و رقص و پایکوبی آنها که جشن گرفته بودند، احساس می کردم چیزی از زندگی و سرزمین و خیابان رفته است، یک قدرت نادیدنی و بزرگ ناگهان رفته بود و خلائی بزرگ در هوا بجا مانده بود، انگار که وزن شهر یکباره کاهش پیدا کرده بود. وقتی آیت الله خمینی رفت، من در خیابان بودم و در پس عزای عزادارانی که برسرو سینه می کوبیدند و خون می گریستند، احساسی از وحشت می کردم، وحشت از اینکه گوئی یکباره قدرت از شهر رفته است. احساسی مرکب از رنج و وحشت و سرخوشی، احساس رنج می کردم، چون کسی رفته بود که سالها عادت روزانه مان شده بود، احساس وحشت می کردم، چونان که رفتن خمینی برایم فروریختن پایه های چادری بود که به بادی از جا کنده می شد و حسی از سرخوشی داشتم، چرا که ناخودآگاه احساس می کردم دیگر چشمی عظیم بالای شهر به همگان خیره نیست.

شبهای بی پایان نخفتم پیغام انسان را به انسان باز گفتم حرفم نسیمی از دیار آشتی بود در شوره زار دشمنیها شاید چون موجی گران بایست می بود تا برکند بنیان این اهریمنیها در راه باریکی که از آن می گذشتیم تاریکی وبی دانشی بیداد میکرد ایمان به انسان شب چراغ راه من بود شمشیر دست اهرمن بود تنها سلاح من در این میدان سخن بود
احساس می کردم دیگر می توانم خودم باشم. وقتی خاتمی رفت، در ایران نبودم، دوستی برایم نوشت، از دو روز قبل که خاتمی رفت انگار تمام شهر یکباره مفلوک و حقیر و کوچک شد، انگار احترام و خوبی رفت، انگار چیزی از جنس اضطراب تمام فضا را پر کرد.
آدمهایی هستند که بزرگتر از اندازه های انسانی در جامعه ظاهر می شوند. خاتمی یکی از آنهاست. کسی که حتی دشمنانش نیز نمی توانند با بی حرمتی نامش را ببرند و حتی کسانی که تند ترین انتقادها را از او کردند، حالا دیگر نمی توانند بزرگی های بی نظیر او را بیاد نیاورند. خاتمی را حالا می توان فهمید، وقتی که به یاد بیاوریم حضورش مثل هوا در همه شهر بود، و وقتی که دچار تنگی نفس می شویم و به یاد نسیم خنک حضور خاتمی در این هشت سال می افتیم. شاید این شانس خاتمی بود که مردم بعد از رفتنش صندلی او را در اختیار کسی ببینند که دیدنش ناخودآگاه ما را متوجه بزرگی های خاتمی می کند.
خاتمی برای ملت ما حالا دیگر یک شانس بزرگ و یک ثروت ملی است، بزرگترین کاری که باید بکنیم این است که همه چیز را آماده کنیم، سالهای سخت زندگی در میان کوتوله ها را بگذرانیم و به دوسال بعد فکر کنیم که خاتمی دوباره بیاید و دوباره شهر بخندد.
لينك | نوشته شده در پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 20:18 توسط شورای اطلاع رسانی |
حزب اعتماد ملی بداند " خاتمی لیاقتش بیش از مجلس است :..


سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان: ـ آقاي خاتمي تصميم به كانديداتوري براي مجلس ندارد ـ پافشاري بر حضور وي نشانه افزايش اقبال به اصلاحطلبان است
سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان درباره اخباري مبني بر احتمال كانديداتوري سيدمحمد خاتمي و سرليستي وي در فهرست اصلاحطلبان، گفت: تمام پافشاريها براي جلب آقاي خاتمي و قرار گرفتن ايشان به عنوان سرليست اصلاحطلبان نشان ميدهد كه اقبال مردم به اصلاحات بيشتر شده است.
عبدالله ناصري در گفتوگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) افزود: اما آقاي خاتمي بنا به دلايلي كه براي خود دارند، تصميمي براي كانديداتوري انتخابات مجلس هشتم ندارند. تصميم ايشان اين است كه وقتگذاري و تقويت ائتلاف اصلاحطلبان و جلب مشاركت مردم زمينه تشكيل مجلسي شايسته و در خور توجه را فراهم كنند.
وي ادامه داد: ما نيز معتقديم محوريت آقاي خاتمي كه مورد پذيرش بزرگان جبهه اصلاحات است، امري كارساز و اثرگذار در انتخابات مجلس هشتم و نتيجه آن خواهد بود و يكي از خواستههاي جدي آقاي خاتمي اين است كه اشخاص، مديران و چهرههاي باتجربه كه بيش از دو دهه تجربه مديريتي و قانونگذاري دارند با ورود به صحنه انتخابات مجلسي شايسته اين كشور تشكيل دهند.
وي در عين حال اظهار كرد: همه گروهها خواهان آمدن آقاي خاتمي هستند و به چند دليل مصرند كه از ظرفيت ايشان استفاده كنند، يكي آنكه مسير توسعه و تحول در كشور از طريق مجلس تقويت شود ونكته مهمتر اينكه مجلس جايگاه جدي خود را در كشور پيدا كند، همچنين تهديدات خارجي عليه ايران كاهش يابد

| شاخه جوانان جبهه مشاركت برگزار ميكند: نشست "حقوق بشر ايراني" |
شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشاركت ايران اسلامي نشستي با عنوان " حقوق بشر ايراني" در روز سه شنبه 8 آبان ماه در دفتر اين جبهه برگزار ميكند.اين مراسم به بهانه سالروز صدور منشور حقوق بشر و تجليل ازحجت الاسلام و المسلمين هادي قابل و عمادالدين باقي برگزار ميشود. در اين مراسم دكتر معين، محسن كديور، درايتي ، هاشم آقاجري و فريده غيرت و نمايندهاي از كميسيون حقوق بشر اسلامي به ايراد سخن خواهند پرداخت...
--------------------------------- شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشاركت ايران اسلامي نشستي با عنوان " حقوق بشر ايراني" در روز سه شنبه 8 آبان ماه در دفتر اين جبهه برگزار ميكند.
نايب رييس شاخه جوانان منطقه تهران جبهه مشاركت ايران اسلامي با بيان اين كه اين مراسم به بهانه سالروز صدور منشور حقوق بشر و تجليل ازحجت الاسلام و المسلمين هادي قابل و عمادالدين باقي برگزار ميشود، گفت: در اين مراسم دكتر مصطفي معين، حجت الاسلام و المسلمين كديور، درايتي ، دكتر هاشم آقاجري و فريده غيرت و نمايندهاي از كميسيون حقوق بشر اسلامي به ايراد سخن خواهند پرداخت.
وي در پايان تصريح كرد: در اين مراسم خانوادههاي عماد الدين باقي و هادي قابل نيز حضور خواهند داشت |

سرمقاله آفتاب يزد: خاتمي را هم به مناظره دعوت كنيد!
۶ آبان ۱۳۸۶
مناظره احمدي نژاد با خاتمي از آن جهت اهميت دارد كه نتايج حاصل از اين مناظره ميتواند چراغ راهي براي بسياري از مردم در گزينش نمايندگان مجلس هشتم و پس از آن رئيس جمهور دهم باشد. زيرا ادعاهاي متقابلي كه در روزهاي اخير در خصوص عملكرد دو دولت مطرح شده، ريشه در ديدگاه هاي سياسي، اقتصادي و بينالمللي دو رئيس جمهور دارد و راي مردم در 24 اسفند ماه 86، مشخص خواهد كرد كه اكثريت ملت كدام گفتمان را بر ديگري ترجيح ميدهند.
سرمقاله روزنامه آفتاب يزد يكشنبه 6 آبان 1386
دعوت از رئيس يك دولت خارجي براي مناظره، موضوعي است كه براي اولين بار توسط محمود احمدينژاد رئيس جمهور ايران مطرح شد و طي آن از جرج بوش رئيس جمهور امريكا براي مناظره علني و در حضور رسانهها دعوت به عملآمد. اين دعوت هيچگونه پاسخي از طرف مقابل به دنبال نداشته اما <دعوت كننده> تاكنون حاضر نشده است از دعوت خود دست بردارد. او دو روز قبل مجدداً رئيس جمهور امريكا را مورد سرزنش قرار داد كه <چرا حاضر به پذيرش مناظره علني نشده است؟> البته ميتوان حدس زد كه اگر جرج بوش تن به مناظره دهد، مسائلي مورد بحث بين دو رئيس جمهور قرار خواهد گرفت كه بسياري از آنها ارتباط مستقيمي با منافع ايران ندارد؛ همانطور كه در نامههايي كه احمدينژاد ابتدا خطاب به جرج بوش و سپس براي ملت امريكا نوشت، مسائل بينالمللي و مرتبط با ساير كشورها جايگاهي بسيار پررنگ داشت و اصليترين اختلافات ايران و امريكا مورد اشاره قرار نگرفتهبود. اما در همين مدت كه احمدي نژاد رئيس جمهور امريكا را به مناظره فراخوانده است در داخل و خارج از ايران اتفاقاتي رخ داد كه به نظر ميرسد قابليت بيشتري براي مناظره داشته و ميتوانست منافع بيشتري براي مردم كشورمان فراهم نمايد كه نگارنده مايل است به دو نمونه از آنها بپردازد.
كمتر از دو هفته قبل، رئيس جمهور قزاقستان به صورت علني چشم در چشم ميزبانان ايراني خود ادعايي را مطرح كرد كه به نظر ميرسيد فيالمجلس بايستي از رئيسجمهور ايران پاسخ بگيرد تا رسانههاي عمومي نيز شاهد دفاع از حق ايرانيان باشند. نورسلطان نظربايف كه براي شركت در اجلاس سران 5 كشور حاشيه درياي خزر به ايران آمده بود براي آنكه خود را از پاسخگويي درخصوص سهم واقعي ايران از درياي خزر خلاص كند گفت: <قرارداد 1940 ايران و شوروي در مورد درياي خزر به تاريخ پيوسته است> اما نه تنها مقام هاي ايراني به اين سخن - كه مستقيما منافع ايران را ناديده ميگرفت- پاسخ نگفتند بلكه حتي كسي رئيس جمهور قزاقستان را به مناظره دعوت نكرد تا در برابر رسانههاي جمعي و افكار عمومي، به او پاسخ داده شود و از تثبيت يك ديدگاه زياده خواهانه جلوگيري گردد.
در يكي دو سال اخير كه رئيس جمهور ايران، جرج بوش را به مناظره فرا خوانده تا ثمرات تجاوز او به عراق و حمايت او از اشغالگران فلسطين را به او يادآوري نمايد، تعدادي از سران عراق، اتهاماتي را متوجه ايران نمودهاند و عدهاي ديگر از آنها نيز برخلاف خواسته ايران، بر لزوم تداوم حضور امريكاييها در عراق تاكيد كردهاند. اما براي اين موضوع هم كه با منافع و امنيت ايران مرتبط است هيچيك از مقامهاي ايراني، همتايان عراقي خود را به مناظره دعوت نكردهاند.
البته در عرصه داخلي نيز موضوعات مختلفي وجود داشته و دارد كه در قابليت تبديل آنها به سوژه مناظره، هيچ ترديدي نيست.يكي از مهمترين موضوعات كه مردم نيز اهميت فراواني براي آن قائل هستند، مقايسه عملكرد دولتهاي قبلي با دولت فعلي ميباشد. رئيس جمهور نهم به همراه برخي همكاران خود، ثابت كردهاند كه علاقهزيادي به انجام اين مقايسه دارند و البته ترجيح ميدهند كه در انجام اين مقايسه، نقش متكلم وحده را ايفا كنند. ظاهراً تا چند روز قبل رئيس دولت هشتم هم تمايل نداشت كه به پاسخگويي در برابر ادعاها و اتهام افكني بپردازد. اما اكنون كه خاتمي در فاصله چند روز، دوبار به صورت علني در مقام پاسخگويي به احمدي نژاد بر آمده است، به نظر ميرسد انجام مناظره بين او و احمدينژاد، اهميتي به مراتب بيشتر از دعوت مكرر جرج بوش به مناظره دارد و نتيجهگيري مردم در خصوص ادعاهاي هر يك از طرفين نيز، بسيار آسانتر از نتيجهگيري در خصوص مناظره احتمالي روساي جمهور ايران و امريكا ميباشد. زيرا رئيس دولت نهم و همكاران او، در 5/2 سال گذشته با آزادي كامل در خصوص عملكرد دولت هشتم ادعاهايي مطرح كردهاند و هماكنون ذهن مردم آمادگي كافي براي شنيدن پاسخ دولتمردان قبلي را دارد. در مقابل، نتايج عملكرد دولت نهم نيز براي اكثريت مردم ملموس و قابل درك است ولذا ادعاهايي كه توسط خاتمي در مناظره رودررو - به جاي پاسخگويي از راه دور - مطرح شود به راحتي توسط مردم تجزيه و تحليل خواهد شد.
مناظره احمدي نژاد با خاتمي از آن جهت اهميت دارد كه نتايج حاصل از اين مناظرهميتواند چراغ راهي براي بسياري از مردم در گزينش نمايندگان مجلس هشتم و پس از آن رئيس جمهور دهم باشد. زيرا ادعاهاي متقابلي كه در روزهاي اخير در خصوص عملكرد دو دولت مطرح شده، ريشه در ديدگاههاي سياسي، اقتصادي و بينالمللي دو رئيس جمهور دارد و راي مردم در 24 اسفند ماه 86، مشخص خواهد كرد كه اكثريت ملت كدام گفتمان را بر ديگري ترجيح ميدهند.
البته به نظر ميرسد حتي بدون انجام اين مناظره هم، بسياري از مردم تكليف خود در انتخابات را ميدانند اما پيشقدم شدن احمدينژاد و خاتمي براي اين مناظره، علاوه بر رفع هر نوع ابهام، باعث نهادينه شدن پاسخگويي در عاليترين سطوح سياسي كشور نيز خواهد گرديد.
گفت وگوي رودر روي خاتمي با احمدينژاد شايد اولويتهاي سياستهاي داخلي و خارجي كشور را آشكارتر سازد و نهايتاً باعث شود كه دعوت بعدي از جرج بوش براي مناظره، اين بار با امضاي مشترك احمدينژاد و خاتمي ارسال گردد!
لينك | نوشته شده در دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 13:0 توسط شورای اطلاع رسانی |
برگزاری نشست مسئولان ستادهای انتخاباتی مجمع در سراسر کشور :..


برگزاری نشست مسئولان ستادهای انتخاباتی مجمع وبلاگ نویسان اصلاح طلب در سراسر کشور :..
واحد خبر " ـ در این نشست که به میزبانی حزب جوانان ایران اسلامی (تهران) برگزار شد . حضار بر لزوم ائتلاف با سایر گروههای اصلاح طلب تاکید کردند . در این جلسه عارف طحان (مسئول ستاد انتخاباتی سیمرغ) افزود : حضور وبلاگ نویسان اصلاح طلب در انتخابات به معنی حضور تمامی نیروههای فعال در عالم مجازی است و هرگز مجمع از عدم حضور در مجلس دفاع نخواهد کرد . در این نشست اقایان محمود خانی - تولایی - شکری - تبایی نژاد- و نائینی به ترتیب روسای استانهای تهران - آذربایجان غربی - اصفهان - خوزستان - خراسان رضوی و گیلان به ایراد سخنرانی پرداختند.
مسوولان ستادهاي استاني ائتلاف اصلاحطلبان انتخاب شدند
مسوولان ستادهاي استاني ائتلاف اصلاحطلبان براي انتخابات مجلس هشتم انتخاب شدند.
بنا بر پيشنهاد صفدر حسيني رييس كميته امور استانهاي ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، و با تصويب شوراي مركزي عبدالحميد معافيان از استان فارس، فيروزي از استان كردستان، معين نجفآبادي از استان اصفهان، مجتبي سادات از استان خراسان رضوي، محمود سيادتي از استان سمنان، احمد فولادي از استان مازندران، حاجيزاده از استان خراسان جنوبي، سيد احمدحسيني از استان گيلان، كريم عابدي از استان آذربايجان شرقي، داوود باقري از استان مركزي، حجتالاسلاموالسملمين عباس فضلي از استان هرمزگان، غلام شريعتي از استان خوزستان، آهنجيده از چهارمحال و بختياري، شكوهي از استان بوشهر و ميرزايي از استان كرمان به عنوان مسوولان ستادهاي استاني اين استانها انتخاب شدند و ساير مسوولان استانهايي كه در اين فهرست نيستند نيز در روزهاي آينده اعلام خواهد شد.

در نقد كاريزما (1) - سلام به دموكراسي - سياوش جمادي (فعال مدنی و سیاسی)

حزب نشانه احترام به مشورت است؛ از سلطه افراد پيشگيري ميكند و به مردم جرات ميدهد. به آنها جسارت ميدهد كه برنامههاي حكومت را تعيين كنند. شايد كه حزب اسير پنجه قدرت بشود، اما اين دليل بر اين نمي شود كه نفس آن را ناديده بگيريم و در پي يك چهره كاريزماتيك به روزگاران گذشته و ايام نادر شاه و رضا شاه بازگرديم. آن دوران ديگر سپري شدهاست.
در دنياي امروز اتكا به كاريزماي فردي، امري خطرناك است؛ بالعكس معتقدم كه اگر خواهان جهاني بهتر براي تمام انسانها هستيم، ميبايد احزاب و نهادهاي صنفي و مدني را در جامعه نهادينه كنيم. اين ادعاي من است و براي اثبات آن نيازمند طرح چند پيش فرض هستم.
مسئله نخست؛ اراده معطوف به قدرت آنچه در جهان ما مشاهده ميشود، اراده معطوف به قدرت است كه ذيل آن گروهي خود را متولي دموكراسي و ارزشهاي مدرن ميداند و گروهي نيز از سنتها، بودهها، دين و امر قدسي دفاع ميكند. حال در اين زيستجهان كه همه چيز بازيچه قدرت قرار ميگيرد، چگونه ميتوان به سوي جهاني بهتر گام برداشت؟ با نفي دموكراسي، حقوق مردم و حقوق بشر؟ پاسخ من منفي است، چرا كه دموكراسي در اين بازي قدرت يك قرباني محض است. دموكراسي تعريف مشخصي دارد كه به زبان ساده و قابل فهم چنين است: دولت وكيل اموال مردم است و مردم موكلاني هستند كه اموال خود، از جمله ذخاير و منابع طبيعي، ثروتهاي ملي و امكانات تكنيكي و رسانهاي را به وكيل خود سپردهاند؛ نفت براي ملت است و دولت اموال ملت را دراختيار ميگيرد، نه به عنوان مالك، بلكه به عنوان وكيل. و مثال ديگر اينكه رسانههاي ملي براي مردم هستند و دولتي كه آنها را دراختيار ميگيرد بايد سخنگوي همه مردم باشد، نه سخنگوي يك حزب يا يك كيش و عقيده. در فرآيند انتخاب وكيل نيز مردم از هر حيث آزادند. اما مفهوم مردم چيست؟ مردم در نگاه نخست يك ظلمت بيكران يا يك صفحه سفيد و امري دسترسناپذير است و به همين خاطر توسل به آن قابل اثبات نيست. همه از مردم سخن ميگويند؛ هنرمند مدعي است كه براي مردم فيلم ميسازد. دولتمرد ميگويد كه براي مردم تلاش ميكند و نويسنده، مردمي بودن را نشانه ارزش آثارش ميداند. اما به راستي مردم چه كساني هستند؟ من و خوانندگان اين متن افرادي متعلق به يك كليت به نام مردم هستيم. هر كدام ما نيز دنيايي جداگانه خاص خود داريم. اگر اين مثال را در مقياسي گسترده در نظر بگيريم به تعريف خاصي از واژه مردم ميرسيم. با اين نگاه مردم عبارت است از كثرت، كليتي متشكل از كثرات. اگر اين تكثر از ميان برود، مردم نيز مفهوم خود را از دست خواهد داد. مسئله دوم؛ وحدت وحدت از جمله مفاهيم انتزاعي است و تا حدودي هم مقدس تلقي ميشود؛ به طور قطع به معناي يكپارچگي و يگانگي است، اما ميبايد هر چيزي را با توجه به فرآيند تشكيل و سازهها و مواد متشكله خود به درستي بشناسيم و در غير اين صورت، هر واژه انتزاعي مقدسي همچون وحدت، انسانيت، عدالت، عزت، هويت و حريت، واژهنامهاي به دست اقتدارطلبان ميدهد كه كلمات مفهوم گم كرده را به تاراج ببرند، چرا كه اين كلمات اگرچه تهي شده از معنا هستند، اما همچنان قالب مقدس خود را حفظ كردهاند. به بياني ديگر، واژهها و مفاهيم هر چقدر انتزاعيتر شوند، عمر صورتشان بيش از عمر معناي آنها خواهد بود. مثال آن يك معلم در كلاس درس است كه ميگويد همه ميبايد به مانند او فكر كنند و در غير اين صورت اخراج خواهند شد. معلم با اين شيوه وحدتي ايجاد ميكند كه اساس آن بر كثرتزدايي است. در نقطه مقابل آن، معلمي ديگر ممكن است شاگردانش را در كلاس آزاد بگذارد كه بدون هراس اختلافات خود را مطرح كنند. اين اختلافات دوران گذاري را به وجود ميآورد كه تمام شاگردان ناگزير از تحمل آن هستند، اما در ازاي آن به وحدتي برآمده از دل كثرت نائل خواهند آمد كه ارزشمند است؛ رفته رفته تمام دانشآموزان حق ديگري را رسميت ميشناسند و اين وحدتي است كه متفكرين و انديشمندان جهان از سعدي گرفته تا كانت و... بر آن تاكيد ميكنند، وحدتي كه منبعث از يك مرجع زورمند و زورگو نيست. متاسفانه دنياي امروز وحدت خود را از مراجع اقتدار كسب ميكند؛ حكومتهاي مقتدر تحت عناويني همچون جهانيسازي و ايدئولوژي به سركوب و جنگ ميپردازند. استدلال آنان اين است كه در جهان ستيزه، وحدت به جز سركوب حاصل نخواهد شد. جاي ترديدي نيست كه چنين استدلالي اشتباه است. وحدتي كه با اين روش حاصل شود، پوشالي خواهد بود، حال چه آن را بن لادن و حاميانش دنبال كنند و چه جرج بوش و نومحافظهكاران آمريكا. آن چه در اينجا قرباني ميشود، دموكراسي است. اقتدارگرايان در شرق و غرب دموكراسي را مسلخ ميبرند؛ در غرب با استفاده از قدرت رسانهها و كارتلهاي مالي و در شرق با انحصار رسانهها توسط روساي جمهور مادامالعمر. آنان وحدتي را تجويز ميكنند كه برآمده از كثرت نيست. روند تعيين نمايندگان در حكومتهايشان، هرگز مستقيم و توسط مردم نبوده و نخواهد بود، بلكه عواملي ديگر در اين ميان تعيينكننده ميشوند. اين از بزرگترين موانع دموكراسي است كه توسط متفكراني همچون ماكس هوركهايمر، نوام چامسكي، تئودور آدورنو، هنري ميلر و سوزان سانتاگ آماج انتقادات قرار گرفتهاست. چامسكي هيچگاه نگفته كه دموكراسي بد است. او به نجات دموكراسي با دموكراسي هر چه بيشتر اعتقاد دارد. در اينجا همه تقصيرات به گردن دموكراسي ميافتد، نه گردن كساني كه از همه پولدارتر هستند و در نتيجه اتكا به ثروت و قدرتشان راي بيشتري ميآورند.
مسئله سوم؛ احزاب با توجه به آنچه گفتهشد، تنها گزينه و راه حل براي رسيدن به دموكراسي احزاب و نهادهاي مدني است. عدالت اقتضا ميكند كه به جاي يكدستسازي به كثرت بينديشيم و چه چيزي به جز احزاب ميتواند نشانه اين كثرت باشد؟ ميبايد به نفس عمل انديشيد؛ اگر در زمان محمدرضا شاه احزاب كارايي چنداني نداشتند، به اين خاطر بود كه از بالا و برخلاف روند طبيعي شكل گرفتهبودند. اين بهانه است كه برخي ميگويند احزاب در ايران هيچ گاه رشد نميكنند. عقل اقتضا ميكند كه صداهاي متنوع را بشنويم و بپذيريم. اين صداها از مجاري خاص خود به گوش همه ميرسند و اگر معلم حق نداشتهباشد كه از طريق صنف معلمان خواستههاي خود را بيان كند، چه كسي چنين حقيق را دارد؟ بنابراين آزادي احزاب و اصناف كه در قانون پيشبيني شده، پركننده چنين شكافي است. بر عكس، اگر با نهادهاي مدني و احزاب مخالفت ورزيم و بخواهيم همه را به نفع يك گروه سركوب كنيم، به جز ظلم شاهد چيزي نخواهيم بود. حزب نشانه احترام به مشورت است؛ از سلطه افراد پيشگيري ميكند و به مردم جرات ميدهد. به آنها جسارت ميدهد كه برنامههاي حكومت را تعيين كنند. شايد كه حزب اسير پنجه قدرت بشود، اما اين دليل بر اين نمي شود كه نفس آن را ناديده بگيريم و در پي يك چهره كاريزماتيك به روزگاران گذشته و ايام نادر شاه و رضا شاه بازگرديم. آن دوران ديگر سپري شدهاست.

دهمین کنگره جبهه مشارکت ( کنگره ای برای ائتلاف دو برادر )

لينك | نوشته شده در جمعه چهارم آبان 1386ساعت 19:58 توسط شورای اطلاع رسانی |
|