|
کمیته ی گفتگو مجمع جوانان اصلاح طلب ایران راه اندازی می شود :.

کمیته ی گفتگوی مجمع جوانان اصلاح طلب ایران راه
اندازی می شود
به گزارش روابط عمومی مجمع جوانان اصلاح طلب ایران کمیته دیدار و گفتگوی مجمع از هفته ی اول تیرماه راه اندازی خواهد شد این کمیته که به ریاست دبیرکل هدایت می شود برنامه دارد تا ظرف 2 ماه بیش از 40 دیدار با شخصیت های موثر نظام و سران احزاب اصلاح طلب انجام دهد از جمله : آیت الله هاشمی رفسنجانی – سید محمد خاتمی – آیت الله کروبی – دکتر محسن میردامادی – غلامحسین کرباسچی – دکتر معصومه ابتکار– آیت الله موسوی خوئینی ها – آیت الله منتظری – آیت الله صانعی – آیت الله موسوی تبریزی و برخی از سران احزاب اصلاح طلب و مدیران مسئول نشریات کشور . اعضای این کمیته را شورای مرکزی – دفتر سیاسی و منتخبان اعضای مجمع جوانان اصلاح طلب در مرکز تشکیل می دهند .
جهت عضویت در کادر کمیته ی گفتگو در تهران شماره تلفن به همراه نام خود را به ایمیل مجمع ارسال نمایید

دعوت اعضای شورای مرکزی مجمع جوانان
اصلاح طلب از سید محمد خاتمی جهت حضور در
انتخابات ریاست جمهوری دهم
بسم الله الرحمن الرحیم
گرچه می دانیم بسیار زود است تا درباره ی موضوعی به مهمی انتخابات ریاست جمهوری دهم سخن به میان آوریم اما چاره ای نداریم جزء این که با امید به فصلی تازه امور و فعالیت های سیاسی خود را پیش بگیریم . ما کماکان ایمان داریم به راهی که اکنون یازده سال است که پیش گرفتیم راهی که باید تا امتداد مقصود طی شود تا ما به جامعه ای آزاد و آباد برسیم
امروز سه سال که دستاوردهای هشت سال سازندگی و هشت سال اصلاحات به باد خزان می رود . گرانی تورم بازگشت تحجر و خرافات به باد رفتن منزلت ایران و ایرانی در عرصه های جهانی و جایگزینی تهدید های جهانی بجای امنیت ملی . و ما با یقین می گویم که باغ ایران برای روییدن دوباره مهتاج حضور حماسی ایرانی است در این سه سال رنج ها بردیم ........رنج ها ....... روز ها وشب ها به امید آنکه تنها یک دقیقه چهره ی مردی را از صفحه ی تلویزیون خانگی مان ببنیم که هشت سال برای آبروی ملتمان تلاش کرد اما انحصارگرایان حتی به ما اجازه دیدن مردی با عبای شکلاتی را از صفحه ی خودمان ندادند و او را انگار ممنوع التصویر کردند .
آقای خاتمی عزیز " با این که بسیار ناراحتیم بعضی وقت ها حتی صدایت یادمان می رود اما مهم نیست که هرروز در صفحه ی تلویزیون نیستی مهم تو هستی که در این روزها از هزاران نامه ی جوانان ایرانی که به تو خواندیم همه تو را معلم بزرگ دانستن و ایستادن و توانستن می نامند . و بدان خاتمی بزرگ که معلم ها بازنشسته نمی شوند اگرچه رییس جمهور ها یک روز تمام می شوند
آقای خاتمی عزیز " با این که می دانیم دلت از دست خیلی ها خون است با این که می دانیم در این چند سال چه بر تو آمده که اگر به ما نمی گویی ازاما از سپیدی موهایت که به رنگ یاس شده است می توان درونت را جست و لمس کرد
آقای خاتمی عزیز این یک بیانیه یا اطلاعیه ی عادی و یا معمولی نیست بدان که این رنج نامه ای است که ما سکوت وار در این سه سال آن را تحمل کردیم و اکنون می خواهیم تو بار دیگر ببایی تا فریاد سکوت نشکسته ی ما باشی . آقای خاتمی عزیز دوستت داریم و تو را ستایش می کنیم و می دانیم اگر فرصتی بهتر از این برایم بود تو را به عرصه دعوت نمی کردیم چرا که ما معتقدیم ارزش تو بیش از این حرفاهاست ما آقای خاتمی عزیز ما چه گناهی کردیم که باید این همه درد – رنج – و سکوت بی فریادمان را تحمل کنیم . آقای خاتمی عزیز بیا و نگذار که انقلاب شکوهمند مان به دست نااهلان و نامحرمان بیافتد بیا و نگذار که ایران ویران شود بیا و نگذار که جوانان ایرانی از همین مقدار ارزش های حیاتی که برایشان باقی مانده دل بکنند بیا و دوباره نشاطی ملی برای ایران رقم بزن . خاتمی عزیز دوستت داریم و تو را ستایش می کنیم اما بدان که دیگر راهی نداریم . اکنون در آستانه ی روزی سرنوشت ساز هستیم روزی که تو باید بیایی بیایی به حرمت آن مرد که در دفاع از اندیشه های امام راحل (ره) جان داد (ایت الله توسلی) باید بیایی برای انان که رفتند اما بدان که حضورت باعث خشنودی خاطر روح آنان است آنانی که مثل ما نتوانستند تحمل کنند و خیلی زود پر کشیدند و قلبشان از این همه جفا و ظلم در حق ملتمان ایستاد (احمد بورقانی)
آقای خاتمی عزیز ما جوانان اصلاح طلب که تنها امیدمان بازگشت توست از تو می خواهیم این درخواست بزرگ را از دل کوچک ما پذیرا باش . آقای خاتمی عزیز انتخابات مجلس هشتم تمام شد اما در این انتخابات یادگار بزرگی برای ما شد . در این انتخابات که گذشت ما با مردم شهرهای مختلف ایران در تماس بودیم و از نزدیک چهره به چهره با آنان سخن گفتیم و از شما نام بردیم که مثلا از یک نامزد خاص حمایت کردید و .....آنان تا می فهمیدند مورد حمایت شما کسی هست بلافاصله برگه های تبلیغاتی را از دستان ما می گرفتند و خودشان شخصا آن اقلام را پخش می کردند . بعضی دیگر هم که از کنار عبور و برگه های تبلیغاتی را نمی گرفتند به ما می گفتند خودش فقط خودش باید بیاد تا ما بهش رای بدیم و اصلا ما را به عنوان یاران شما برایمان احترام قائل بودند . آقای خاتمی ما در این انتخابات که گذشت فهمیدیم هیچ کس به غیر از شما نمی تواند نامزد نهایی ما باشد چرا که محبوبیت شما جهانی است و شخصیت شما مورد تحسین عام و خاص است . آقای خاتمی بار دیگر بیا که این نه فقط ما که درخواستی است از جانب همه ی آن 28 میلیون عاشقت .... خاتمی بیا ...
لينك | نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 21:44 توسط شورای اطلاع رسانی |
پیام تسلیت دبیر کل مجمع به محمد رضا تابش نماینده مجلس شورای اسلامی

پیام تسلیت دبیر کل مجمع به محمد رضا تابش نماینده مجلس شورای اسلامی
عارف آزاد دبیر کل مجمع جوانان اصلاح طلب و سخنگوی انجمن اصلاحات ایران در طی اطلاعیه ای ضمن تسلیت به خاندان بزرگ تابش و مردم خون گرم اردکان یزد با اشاره به درگذشت همسر محمد رضا تابش در ايام شهادت حضرت زهرا سلامالله عليها آمده است:
از خداوند منان درخواست داريم تا روح آن مرحومه مغفوره را با زهراي مرضيه (س) محشور نموده و به همكار گرانقدرمان جناب آقاي تابش و فرزندان دلبندشان صبر و بردباري عنايت فرمايد.
شورای مرکزی مجمع جوانان اصلاح طلب ایران نیز این مصیبت را به جناب آقای محمدرضا تابش نماینده محترم اردکان و همچنین خاندان داغدار خاتمی تسلیت می گوید.
لينك | نوشته شده در سه شنبه بیست و یکم خرداد 1387ساعت 10:15 توسط شورای اطلاع رسانی |
آغاز رایزنی ها با سید محمد خاتمی برای ریاست جمهوری دهم :..

جبهه اصلاحات و آغاز رایزنی ها با سید محمد خاتمی
اغراق نيست اگر تاييد شود، محور گفت وگوها و رايزني ها در جريان اصلاح طلب اينك بيش از هر چيز ديگري حول انتخابات رياست جمهوري است و البته حضور يا عدم حضور خاتمي به عنوان كانديداي اين جريان، در زمره مباحث اصلي به شمار مي رود. اگرچه در اين ميان گاه نام و نشاني هاي ديگري هم شنيده مي شود و برخي از احزاب نامزدي متبوع خود را معرفي مي كنند اما اين گروه ها باز هم از خاتمي به عنوان گزينه جدي ياد مي كنند. به بيان ديگر پس از آنكه محمدرضا عارف، معاون اول خاتمي در دولت اصلاحات و در شرايطي كه به نظر نمي رسيد سيدمحمد خاتمي تصميمي براي حضور يا عدم حضور گرفته باشد، آمادگي خود را براي ورود به اين انتخابات اعلام كرد، حزب اعتماد ملي هم بنا را براين گذاشت تا گزينه متبوع خود يعني مهدي كروبي را براي ورود به عرصه انتخابات مطرح كند، هرچند اعتماد ملي از اين گزينش با صراحت سخني به ميان نياورده و حتي شخص كروبي هم احتمال حضور در قامت نامزد انتخابات آتي را بيش از 50 درصد اعلام كرده است. اين اعلام آمادگي كروبي و حزب اعتماد ملي در شرايطي صورت مي گيرد كه منابع آگاه و نزديك به سيدمحمد خاتمي از اين نكته سخن مي گويند كه در شرايط فعلي شانس حضور خاتمي در عرصه و تصميم وي بيشتر از احتمال عدم حضور رئيس جمهور سابق كشور در انتخابات آتي است با اين حال و در شرايطي كه به نظر مي رسد جريان اصلاح طلب تمام تلاش خود را براي راضي كردن خاتمي براي ورود به عرصه هزينه مي كنند وعقيده اند كه در صورت وقوع چنين احتمالي بايد همه اين جريان اصلاحات پشت سر خاتمي حضور يابند. حزب اعتماد ملي هم البته در كنار گزينه خاتمي، كروبي را به عنوان يكي ديگر از گزينه هاي جدي انتخابات آتي قلمداد مي كند. به طوري كه رسول منتجب نيا، قائم مقام اين حزب در گفت وگو با ايسنا با بيان اينكه «درون اصلاح طلبان هم هنوز مباحث به طور جدي مطرح نشده و بحث هايي كه درباره آقاي عارف و دوستان ديگر مطرح مي شود، حالت جدي به خود نگرفته است»، تصريح كرد: «گزينه هاي جدي و قابل توجه آقايان كروبي و خاتمي هستند كه هر دو داراي شايستگي و صلاحيت بوده و به نظر مي رسد اصلاح طلبان بايد اختلاف سليقه را كنار بگذارند و به وحدت برسند زيرا نتيجه حاصله براي آنها مي تواند از احتمال پيروزي زياد تا شكست قطعي متغير باشد.» وي افزود: «اگر همه وارد ميدان شوند و اختلاف سليقه را كنار بگذارند و كسي كه زمينه راي دارد و پذيرش حاكميت در مورد او بيشتر است، مطرح شود و همه پشت سر او قرار بگيرند، موفقيت از آن اصلاح طلبان خواهد بود و در غير اين صورت آرا مانند انتخابات نهم رياست جمهوري خرد مي شود.» منتجب نيا در ادامه خاطرنشان كرد: «آنچه درون اصلاح طلبان مطرح است، نامزدي خاتمي يا كروبي است و اگر فرد ديگري مطرح شود، بايد اين دو نفر پشت سر او قرار بگيرند؛ زيرا محوريت اصلاحات را تشكيل مي دهند، البته آقاي هاشمي هم حامي بوده و هستند، اما اين دو نفر مي توانند درون اصلاح طلبان موثر باشند.» تاكيد قائم مقام اعتماد ملي بر گزينه هاي خاتمي و كروبي و البته معرفي يكي از اين دو نفر به عنوان گزينه اي كه پذيرش حاكميت در مورد او بيشتر است، از نظر فعالان سياسي به طور تلويحي معرفي كروبي از ميان دو قطبي كروبي- خاتمي براي انتخابات آتي رياست جمهوري است چرا كه از نظر فعالان سياسي اصلاح طلب و به ويژه آنها كه در ائتلاف براي انتخابات مجلس هشتم حضور داشتند، تحركات اعتماد ملي در اين انتخابات نوعي ارسال پالس به رقيب جريان اصلاحات براي برخورداري از نوعي مصونيت در انتخابات مجلس هشتم و رياست جمهوري نهم بود. هرچند اعتماد ملي هم نتوانست از تيغ ردصلاحيت به سلامت عبور كند و با وجود تمام فعاليت هاي حزبي در سراسر كشور توانست به گفته دبيركل آن تنها 10 نفر را راهي مجلس هشتم كند، با اين حال انتقادات اعتماد ملي به بخشي از جريان اصلاح طلب كه آنها را تندرو مي خواند هنوز بر زبان كروبي جاري است و البته بخش ديگر جريان اصلاح طلب نيز اينگونه اظهارات كروبي درباره برخي از اصلاح طلبان آن هم در بحبوحه انتخابات و پس از آن و نيز اعلام آمادگي كروبي را از هم اكنون نوعي صف آرايي انتخاباتي قلمداد مي كنند. منتجب نيا اگرچه به اصلاح طلبان درباره بروز اختلاف سليقه هشدار مي دهد اما با تاكيد بر انتخاب گزينه موردپذيرش حاكميت، گوش چشمي به دبيركل حزب خود دارد. با اين وجود تا زمان باقي مانده به انتخابات فرصت براي چانه زني و گفت وگو درباره انتخابات آتي براي فعالان اصلاح طلب باقي است و شايد بتوان از رهگذر اين گفت وگوها به اشتراك نظر هم دست يافت. به طوري كه فيض الله عرب سرخي، عضو شوراي مركزي سازمان مجاهدين در گفت وگو با ايسنا در اين باره گفت: «انتخابات مجلس هشتم به آن بخش از دوستان جبهه اصلاحات كه به روش هاي غيرائتلافي گرايش پيدا كردند، نشان داد كه جدا بودن برايشان منفعتي نداشت، بنابراين اميدواريم به جمع ائتلاف روي بياورند كه البته ممكن است نياز به گفت وگوي بيشتري وجود داشته باشد.» عرب سرخي نيز با بيان اينكه گفت وگو ها درباره انتخابات رياست جمهوري به تازگي آغاز شده بر وجهه «اقبال عمومي» نامزد موردنظر اصلاح طلبان براي انتخابات تاكيد كرد و گفت: «جبهه اصلاحات بايد كانديداي واجد صلاحيت موردقبول و حمايت مردم معرفي كند؛ چرا كه زماني مردم اقبال نشان مي دهند كه فرد مورد قبول آنها باشد و ما معتقديم كه مردم تعيين كننده هستند.» اين عضو سازمان مجاهدين اما در ادامه از استراتژي جديدي در ميان اصلاح طلبان سخن گفت و ادامه داد: «درباره كانديداها و درباره حضور آقاي خاتمي به نظر من تاكنون غلبه با اين ديدگاه است كه حضور به همراه آقاي خاتمي مي تواند تعيين كننده تر باشد.» وي با بيان اينكه «كساني كه حضور همراه با آقاي خاتمي را دنبال مي كنند، عمدتاً معتقد به معرفي يك كانديداي مقبول از جبهه اصلاحات هستند»، اظهار كرد: «انتخابات رياست جمهوري نهم آثار خود را به طور طبيعي در جبهه دوم خرداد گذاشته و كمابيش هم از حضور پشت سر يك نامزد مورد قبول حمايت مي كنند.» وي خاطرنشان كرد: «اگر جريان اصلاحات پشت سر يك نامزد مقبول قرار بگيرد، به نظر من اصولگرايان نيز پشت يك نامزد قرار خواهند گرفت. اگر در جبهه اصلاحات نامزدها متعدد شود در جناح مقابل نيز نامزدها متكثر خواهند بود.» از اين اظهارات كمابيش دو پهلوي عرب سرخي مبني بر «حضور همراه با آقاي خاتمي» به نظر مي آيد كه ظاهراً جريان اصلاح طلب در پي اين است كه چنان چه خاتمي براي انتخابات اعلام آمادگي نكرد، همچنان از نقش محوري وي براي جريان اصلاحات و احتمالاً حمايت وي از گزينه اي كه جريان اصلاحات معرفي مي كند، استفاده كنند. به هر روي گفت وگوها در اين زمينه همچنان ادامه دارد و بازگشت يا عدم بازگشت خاتمي به عرصه انتخابات همانطور كه مرعشي هم قبلاً به «سرمايه» گفته بود، نه به عنوان تاكتيك بلكه به عنوان يك استراتژي در دست بررسي است و آنچه در اين ميان مهم است اجماع گروه هاي مختلف اصلاح طلب بر سر يك استراتژي براي رسيدن به پيروزي در انتخابات آتي است.

هدف از تشکیل مجمع جوانان اصلاح طلب ایران چیست ؟
هدف اساسی از تشکیل مجمع جوانان اصلاح طلب ایران اتحادی سراسری میان جوانانی است که پیرو خط امام و معتقد به اصلاحات ساختاری در نظام جمهوری اسلامی ایران هسند می باشد
ما جمعی از جوانان اصلاح طلب ایرانی هستیم که در هشتمین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی در قالب شاخه جوانان ستاد ائتلاف اصلاح طلبان فعالیت کردیم و همه ی ایرانیان ما را با نام یاران خاتمی " می شناسند ما همگی یا عضو یکی از احزاب اصلاح طلب هستیم ویا حامی آنان همه ی ما بر آمده از 40 تشکل سیاسی هستیم که تصمیم مان بر این است تا خودمان در راه اصلاح طلبی گامی مضاعف برداریم و آن تشکیل انجمن و یا مجمعی بود که امروز ایجاد شد و از جمله خوبی های این مجمع که هدف عمده ی ما نیز به شمار می رود ایجاد یک همدلی و اتحاد در میان نیروهای جوان اصلاح طلب با محوریت سید محمد خاتمی است و سعی ما حفظ دوستی ها و ارتباط نزدیک تا پیروزی نهایی اصلاحات است . درانتخابات گذشته یعنی مجلس هشتم به ما ثابت شد که تنها همدلی و اتحاد است که ما را به پیروزی می رساند بنابراین ما باید این جمع های جوان خود را در سراسر کشور سازماندهی کنیم و به جای قرار گرفتن در زیر مجموعه ی احزابی که عضو آن هستیم مجمعی نوپا و عظیم و سراسری با محوریت جوانان و میثاق با خاتمی ایجاد کنیم و آن جمع جوان که خودشان برای خود تصمیم می گیرند- بیانیه صادر می کنند و عامل ائتلاف اصلاح طلبان نیز در آینده خواهد بود مجمع جوانان اصلاح طلب ایران را خلق کرد
ولی امروز بعضی جوانان به ما خرده می گیرند که شما می توانستید به جای تشکیل تشکلی جدید در قالب همان احزاب خودتان ائتلاف کنیم و جواب ما به این دوستان عزیز این است که ما می خواهیم خودمان برای خود تصمیم گیری کنیم و نمی خواهیم تابع هیچ حزبی باشیم با این حال خیلی از ما مجمعی ها هنوز عضو حزبی خاص نیز هستند و بلامانع هم است اما می خواهیم این جمعمان جدای از حزب وگروهی که عضوش هستیم برای جوانان حامی اصلاحات تصمیم گیری کند و باز هم تکرارمی کنیم که مجمع جوانان اصلاح طلب به تمامی احزابی که مشی اصلاح طلبی دارند تعلق دارد و با آنان تعامل می نماید و هرگز این دلیل بر انشعاب از گروهی خاص نیست بلکه موجودیت مجمع به نفع همه ی کسانی است که در گروه اصلاح این مرز و بوم دارند و خواستار ائتلاف ملی برای نجات ایران اسلامی هستند است و درب خانه ی جوانان اصلاح طلب تا ابد بر روی همه جوانان حامی خاتمی و اصلاحات و جوانان ایرانی عزیز باز خواهد ماند امیدواریم در این راه شما جوانان ایرانی با ما همراه شوید زیرا ایران در معرض تحولی بزرگ قرار دارد که حضور شما آن را مثبت و عدم حضورتان منفی و به سقوط خواهد کشاند .
عارف آزاد
" دبیر منتخب مجمع جوانان اصلاح طلب ایران "
---------------------------------------------------------------------------

بیانیه ی کمیته دانشجویان مجمع جوانان اصلاح طلب در اعتراض با برخورد علیه دانشجویان دانشگاه تربیت معلم
کمیته دانشجویان مجمع ضمن محکوم کردن برخورد های صورت گرفته با تمامی دانشجویانی که در سراسر کشور خواهان رسیدگی به مشکلات صنفی خود هستند از مسئولان اجرایی و نیروهای امنیتی کشور خواست تا با به کارگیری شیوه های مسالمت آمیز به مشکلات آنان رسیدگی کنند . در بخشی دیگر از این بیانیه آمده است امروز که بیش از 3 سال از پیروزی مطلق اصولگرایان می گذرد آنان برخلاف وعده های خود در قبال دانشجویان آنان را که منتقد دولت نهم هستند به عنوان مخالف از صحنه خارج می کنند که این امر باعث خدشه دار شدن شان و منزلت نظام در افکار عمومی و کاهش مشروعیت نظام جمهوری اسلامی خواهد بود همچنین مجمع جوانان اصلاح طلب اعم از تمامی کمیته ها و شاخه ها حوادث هفته ی گذشته ی دانشگاه تربیت معلم کرج را که تنها یک مشکل صنفی درباره ی وضعیت غیر مطلوب غذای دانشجویان بوده است به عنوان مشکل سیاسی فرض و به آنان حمله کردند را محکوم می نماید و اعلام می کند که باید مسئولان کشور به صدای این قشر رسیدگی و مطالبات آنان را برطرف کنند . همچنین هم اکنون 9 روز از اعتصاب غذای دانشجویان این دانشگاه می گذرد و آنان خواستار رسیدگی به مطالبات صنفی خود می باشند . عباس زاده عضو شورای مرکزی مجمع جوانان اصلاح طلب ایران نیز که دانشجوی جامعه شناسی همین دانشگاه نیز هستند در این اعتصاب غذا حضور دارند وی در گفتگو با وبلاگ مجمع گفت : که اگر به خواسته های صنفی آنان رسیدگی نشود تا ابد به این وضع ادامه خواهند داد همچنین شنیده می شود انجمن اسلامی ۵۸ دانشگاه کشور نیز در طی اطلاعیه ی مشترک اعلام کردند اگر به خواست دانشجویان دانشگاه تربیت معلم رسیدگی نشود آنان نیز تمامی دانشگاههای کشور را به اعتصاب خواهند کشاند
لينك | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 22:7 توسط شورای اطلاع رسانی |
نه روز تحصن و اعتراض
گزارشی از نه روز تحصن و اعتراض در دانشگاه تربیت معلم

تحصن و اعتراضات دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران از پنج شنبه گذشته و به دلیل کیفیت نامناسب غذا، مشکلات آموزشی و صنفی و فشارهای وارده از طرف حراست دانشگاه، آغاز شد ولی به دلیل بی توجهی مسئولین دانشجویان از روز شنبه در پردیس کرج متحصن شدند و امروز (شنبه) نهمین روزی است که این دانشجویان در تحصن به سر می برند و تا کنون بیش از ۴۰ تن از آنها به بهداری مراجعه کرده اند.
در طول این مدت مسئولین دانشگاه نیز با استفاده از تعطیلات فشار را بر دانشجویان بیشتر کرده و با اقداماتی نظیر ایجاد اختلال در سیستم های موبایل و اینترنت دانشگاه، قطع آب آشامیدنی، تماس با خانواده های دانشجویان و تهدید آنان، صدور حکم کمیته انظباطی برای ۸ دانشجو سعی داشتند تحصن دانشجویان هر چه سریعتر پایان یابد.
همچنین فرماندار کرج نیز یکبار کوشید با مذاکره با دانشجویان این تحصن پایان یابد که دانشجویان دانشجویان با “هو” کردن و اعتراض به فرماندار، خواستار خروج وی از دانشگاه شده و اعلام داشتند اعتراضات دانشجویان ارتباطی با فرمانداری نداشته و دانشجویان فقط بامسئولین دانشگاه مذاکره می کنند. همچنین رئیس دانشگاه با حضور در جمع دانشجویان بسیجی قصد ایجاد تفرقه در بین دانشجویان را داشت که این اقدام وی با شکست مواجه شد. از سوی دیگرمسئولین دانشگاه با همکاری خبرگزاری وابسته ایسنا در حال دروغ پراکنی برعلیه دانشجویان هستند. صبح امروز شورای مرکزی اتحادیه انجمنهای اسلامی سراسر کشور (دفتر تحکیم وحدت) با صدور اطلاعیه ای ضمن اعتراض به برخوردهای صورت گرفته با فعالین دانشجویی و بی توجهی به مطالبات صنفی در دانشگاههای مختلف حمایت خود از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم را اعلام داشت. (اطلاعیه تحکیم وحدت را در ادامه خبر بخوانید.) پیش از این نیز انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و دانشجویان دانشگاه سهند تبریز با صدور اطلاعیه هایی حمایت خود را از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم اعلام کردند.
همچنین روز گذشته دانشجویان تربیت معلم تمامی غذاهای خود را جمع آوری کرده و توسط دانشجویان به روستاهای اطراف فرستادند. شب گذشته نیز در حالیکه قرار بود مطابق جمعه شب ها، شام سلف سرویس دانشجویان دانشگاه تربیت معلم ماکارونی باشد، مسئولین دانشگاه با تغییر شام به جوجه کباب سعی کردند دانشجویان را به پایان تحصن تشویق کنند ولی دانشجویان شام شب گذشته را نیز جمع آوری کرده تا بین مردم فقیر در خیابانهای اطراف پخش کنند.
اطلاعیه روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت در خصوص اعتراضات اخیر دانشجویان در دانشگاه تربیت معلم
در حالی که دولتمردان نهم تمام تلاش خود را برای سرکوب صدای منتقدان در دانشگاهها به کار بسته اند و آمار تعلیق از تحصیل، ستاره دار شدن دانشجویان منتقد، تعطیلی تشکلهای مستقل و افزایش محدودیتهای فرهنگی هر روز فزونی می یابد ازسوی دیگر دانشگاههای کشور از کمبود امکانات رفاهی به دلیل کسری بودجه بالا در حالی رنج می برند که قیمت نفت به بیش از ۱۳۰ دلار رسیده است و دراین میان سهم دانشگاه از این درآمد هنگفت تنها تورم است و رئیس دولت از دانشگاهها می خواهد خود برای درآمدزایی و تامین بودجه فکری کنند!!
در این میان هنگامی که دانشجویان به محرومیت از تحصیل و محدودیتهای فرهنگی و کمبود امکانات رفاهی اعتراض می نمایند پاسخ مسئولین تلاش بیشتر برای ساکت کردن صدای آنهاست و اتفاقات اخیر در دانشگاه تربیت معلم خود گواه دیگری بر این مدعی است.
۹ روز از تحصن و اعتصاب غذای دانشجویان دانشگاه تربیت معلم می گذرد و پاسخ به مطالبات مشخص صنفی آنان اعم از بهبود امکانات رفاهی، رفع محدودیتهای فرهنگی و تغییربرخی مدیران بی تدبیر تنها افزایش تهدیدات و کارشکنیهای بیشتر مسئولین وحتی صدور احکام کمیته انظباطی در ایام تعطیلات و قطع آب آشامیدنی است که نشان از منطق مدیران این دانشگاه در برخورد با خواسته های دانشجویی دارد وخود بر به حق بودن تحصن و اعتصاب غذای این دانشجویان صحه می گذارد.
دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در حالی به تحصن و اعتصاب غذا پرداختند و حال تعداد زیادی از آنها وخیم گزارش می شود که قریب به ۳ ماه پیش طوماری هزار و پانصد امضایی به وزارت علوم ارسال داشتند و خواستار حل مشکلاتشان شدند که درخواست آنها با برخورد نامناسب مسئولین وزارت علوم پاسخ داده شد. از سوی دیگر مسئولین این دانشگاه کلیه تشکلهای منتقد را تعلیق یا منحل نموده اند و عملا راهی به غیر از تحصن و اعتصاب غذا برای بیان خواسته های این دانشجویان باقی نمانده است و در این میان مسئولین به جای آنکه به خواسته های این دانشجویان توجه نمایند آب را بر آنان قطع می نمایند و برای ۸ تن از دانشجویان متحصن در ایام تعطیل و بدون تشکیل جلسه قانونی حکم تعلیق از تحصیل صادر می نماید و به تهدید دانشجویان و خانوادهایشان می پردازند و در نهایت به دروغ پراکنی برعلیه دانشجویان پرداخته ودر گفتگو با خبرگزاری تحت امر وزارت علوم (ایسنا) خواسته های دانشجویان را غیر قابل برآورده شدن می خوانند و منکر اعتصاب غذای دانشجویان می شوند و در نهایت نیز آن خبرگزاری وابسته مدعی می شود که دانشجویان مانع ورود مسئولین برای گفتگو می شوند!! و این اخبار کذب در حالی منتشر می شود که تا کنون چند تن از مسولین با حضور در جمع دانشجویان و تهدید و تطمیع قصد پایان دادن به تجمع را داشته اند و این مسئولین و نیروهای امنیتی هستند که مانع ورود و خروج آزادانه دانشجویان به دانشگاه می باشند و تا کنون بیش از ۴۰ تن ازدانشجویان به بهداری مراجعه نموده اند و از جمع بیش از هزار نفره متحصنین بیش از ۱۲۰ دانشجو در اعتصاب غذا هستند.
در پایان دفتر تحکیم وحدت ضمن محکوم کردن اقدامات شنیع مسئولین دانشگاه تربیت معلم حمایت خود از خواسته های به حق دانشجویان دانشگاه تربیت معلم مبنی بربهبود وضعیت رفاهی، حذف محدودیتهای فرهنگی و برکناری برخی مسئولان آن دانشگاه را اعلام می نماید و به مسئولین توصیه می نماید تا دیر نشده است در جهت برآورده کردن خواسته های دانشجویان اقدام نمایند.
(در ادامه مطالب ببینید عکس هایی از نه روز تحصن و اعتراض در دانشگاه تربیت معلم) ادامه مطلب
لينك | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 20:37 توسط شورای اطلاع رسانی |
هدف اقتدارگرایان از تخريب خاتمي چيست؟

هدف از تخريب خاتمي چيست؟
(سرمقاله خبرنامه داخلی جبهه مشاركت ایران اسلامی)
موج تخريب ها عليه خاتمي در هفته هاي گذشته از سوي اقتدارگرايان شدت يافته است. آنان به هر بهانه اي متوسل مي شوند تا سيلي از ناسزاها را نثار شخصيت بي بديل و محبوب خاتمي سازند. بخشي از اين پروژه در هفته گذشته با استناد به بخشي از سخنان او در ديدار با دانشجويان رقم خورد. محور اصلي سخنان خاتمي در اين ديدار، هشدار نسبت به تحريف سخنان و مواضع بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي حضرت امام خميني بود. خاتمي در اين باره به نحوه نگرش امام خميني درصدور انقلاب اشاره و بر لزوم الگوسازي در داخل با عملكردي اخلاقي و معنويت گرايانه به جاي روش هاي ديگرتاكيد كرده بود. رسانه هاي اقتدارگرا اما در اينجا با تمسك به ترجمه ناقص و محرفي از پاره اي رسانه هاي بيگانه نوشتند كه خاتمي خرابكاري يا انفجار در كشورهاي ديگر را به دور از انديشه امام دانسته است و اين سخنان او را خلاف امنيت ملي معرفي كردند. بلافاصله پس از مانور تبليغاتي رسانه هاي خشونت طلب و در راس آنها روزنامه كيهان بر روي اين خبر، تلاش پاره اي از نمايندگان مبني بر جمع آوري امضاي تقاضاي تذكر وزير اطلاعات به خاتمي در همين رابطه منتشر گرديد. اقدامي كه اگرچه گفته شد نهايتا واجد 77 امضا گرديده ولي هيچ منبع معتبري نه اين عدد را تاييد و نه هيچگاه حتي اسامي قليلي از اين امضا كنندگان اعلام گرديد. در صحن علني مجلس نيز رييس جلسه از خواندن آن صرفنظر كرد و اعتراض يكي از نمايندگان در اين ارتباط را نيز با اين استدلال كه نمايندگان امضاكننده آن را پس گرفته اند وارد ندانست و نهايتا به قطع بلندگوي نامبرده پرداخت. روزنامه كيهان نيز روز بعد به نوعي سر و ته قضيه را هم آورد و بهره وري از اين بهانه تبليغاتي را در همين جا تمام شده دانست. در حالي كه همانطور كه پيشتر گفته آمد اساسا استناد كيهان و كيهانيان با محوراصلي سخنان خاتمي انطباقي نداشت. سوال اصلي در اين ميان آن است كه موج اين تخريب ها كه روز به روز هم شدت بيشتري مي يابد در پي چيست و چه هدفي را دنبال مي كند؟ واقعيت آن است كه آنچه بيم اقتدارگرايان را برانگيخته و آنان را به فحاشي و بهانه جويي كشانده است محبوبيت بي بديل شخصيت خاتمي نزد افكارعمومي و احتمالي است كه براي حضور وي در عرصه انتخابات رياست جمهوري وجود دارد به گونه اي كه اگرچه خاتمي شخصا بارها امتناع حضور خود را در انتخابات آتي اعلام كرده ولي تنها تقاضا براي حضور خاتمي از سوي پاره اي از جريان هاي اصلاح طلب نيز خواب را بر چشمان اقتدارگرايان حرام و آنان را مشوش ساخته است. آنان عرصه بي رقيبي را مي طلبند كه نتيجه انتخابات آينده را پيشاپيش براي آنها تضمين نمايد و به همين منظور صحنه را به انحاي مختلف ولو با توهين و فحاشي، ولو با خشونت طلبي، ولو با دروغ پردازي و ساير روش هاي غيراخلاقي و ماكياوليستي ديگر به گونه اي نشان مي دهند كه هر نامزد جدي اي را از ورود در آن كارزار بيمناك و گريزان گرداند. در اين رابطه البته نكات ديگري نيز گفتني هستند. اول اينكه هرچه استقبال از خاتمي و رويكرد به او در جامعه مشهودتر و جدي تر باشد ظاهرا انتظار شدت گرفتن اين نوع تخريب ها نيز غيرمحتمل نخواهد بود. از اين گزاره اين نتيجه را مي توان گرفت كه شدت تخريب خاتمي با ميزان اوج گيري محبوبيت او در ميان مردم ظاهرا ارتباط مستقيمي دارد. بخشي از ميزان استقبال مردمي از او را در مراسم مختلف مي توان مشاهده كرد. در همين هفته گذشته در بين همين تخريب ها بود كه خاتمي طبق سنت سالانه به نمايشگاه كتاب رفت ولي استقبال مردمي از او به گونه اي بود كه نهايتا او مجبور شد ديدارش را نيمه تمام گذارده و براي بازگشت روال عادي به نماشگاه آنجا را ترك كند. به نظر مي رسد كه مشكل اقتدارگرايان در نوع برخورد خشن و تخريبي با خاتمي، پاره اي تضادها را نيز در بين آنها رقم زده است. تجربه دارترهاي آنها مي دانند هرچه برخورد آنها با خاتمي خشن تر باشد ميزان محبوبيت خاتمي نيز در جامعه بيشتر خواهد شد و خاتمي نزد افكارعمومي –به درستي- مظلوم تر جلوه خواهد كرد. برخورد متين و در عين حال محكم خاتمي در برابر اين تخريب ها نيز شايسته ارج نهادن است. او اعلام كرد كه بيمي از تخريب ها ندارد. اين نوع برخورد البته انتظار طبيعي همه حاميان و دوستداران او نيز هست. نكته ديگر اين است كه شكاف بين اقتدارگراها و اصولگراها در روند اين تخريب ها قابل مشاهده است. اين شكاف البته فقط درباره تخريب خاتمي نيست كه علني مي شود بلكه رويكرد اقتصادي دولت و پاره اي مواضع احمدي نژاد –مثل بيانات اخيرش در بهره گيري تبليغاتي از امام زمان(عج)- و امثال آنها همگي در عمق بخشيدن به اين شكاف نقش داشته است. اين اتفاق خواه ناخواه در آينده جدي تر خواهد شد و استخوان دارها در ميان اصولگرايان صف خود را از اقتدارگراها بيش از پيش جدا خواهند كرد. نكته بعدي اين است كه آنچه اقتدارگرايان در سال هاي گذشته تعقيب كرده اند وارونه سازي پاره اي انديشه هاي امام خميني در جهت تضمين و تامين بيشترمنافع آنان در قدرت است. خاتمي آسيب شناسانه و از موضع دردمندي براي انقلاب و به عنوان فرزند امام بر اين موضوع مهم و راهبردي انگشت گذارد و نسبت به تحريف و انحراف ازانديشه هاي بنيانگذار انقلاب اعلام خطر نمود. اقتدارگرايان دربرابر با گل آلود كردن آب تلاش كردند صحنه را به گونه اي برهم زنند كه اين موضوع در محاق قرار گيرد و آنان از معرض اين اتهام فاصله بگيرند و توجه افكارعمومي را از آن منحرف گردانند. تجربه اقتدارگرايان در قدرت متاسفانه نشان داده كه آنها براي باقي ماندن در قدرت دست به هر كاري مي زنند و از هر وسيله اي بهره مي جويند.
لينك | نوشته شده در یکشنبه نوزدهم خرداد 1387ساعت 9:31 توسط شورای اطلاع رسانی |
نگاهی بر تحزب در ایران :..

نگاهی بر تحزب در ایران و نوع برخوردها با آن
نوشته ای از سید میثاق اختر ( عضو شورای مرکزی مجمع جوانان اصلاح طلب ایران)
حزب به چه معنایی و تاریخچه ی آن چگونه است؟
لازم است ابتدا نگاهی داشته باشیم بر تعریفی مختصر از حزب و تاریخچه ی آن
حزب یک سازمان سیاسی است که در آن همفکران و طرفداران یک آرمان داوطلبانه گرد هم می آیند و علی القاعده آگاه ترین عناصر یک طبقه یا اقشار اجتماعی متحد المنافع را گرد می آورد , که بیانگر آن طبقه یا قشر بوده و آن را مبارزات اجتماعی رهبری می نماید.
احزاب سیاسی همزمان با آئین های انتخاباتی و پارلمانی زاده شدند و توسعه یافتند. اینان در آغاز زیر عنوان کمیته های انتخاباتی ظاهر شدند و ماموریت آنان در عین حال سپردن سرپرستی معتمدان به یک نامزد انتخابات و گرد آوری اعتبارات لازم برای مبارزه در انتخابات بود.
همچنین در چارچوب مجالس مقننه نیز گسترش گروه های پارلمانی که نمایندگان یک گرایش واحد را به منظور اقدامی مشترک گرد می آورد. این نزدیکی نمایندگان در سطح بالا طبعا منجر به این می شد که کمیته های انتخاباتی آنان , درپایه اقدام به اتفاق کند.
بدینسان نخستین احزاب سیاسی به وجود آمدند.
گفتنی است که پیدایی احزاب امروزه به توسعه انتخابات و پارلمان وابسته است. البته این مختصری از تعریف حزب و تاریخچه ی آن است که برای تعریف کامل و جامع از حزب چه بسا بسیاری صفحات توضیح نیاز است.
در اینجا با طرح سوالی نگاهی می اندازیم بر حزب و تحزب و رابطه ی آن با جامعه مدنی در ایران و برخورد و عملکرد عوام مردم و نخبگان سیاسی ما نسبت به این موضوع
دیدگاه مردم و نخبگان سیاسی بر امر تحزب در کشورمان
مسئله کجاست؟
آیا در کشور ما ساختارها به گونه ای است که امکان ایجاد جامعه مدنی وجود ندارد یا عملکرد نخبگان سیاسی و روشنفکران ما به عنوان سرلوحه ی کار عوام مردم جامعه دچار ضعف است.
در کشور ما بسیاری از روشنفکران سیاسی بر این باورند که به دلیل وجود استبداد دیرینه در تمامی ساختارهای جامعه ما امکان ایجاد جامعه مدنی حداقل در شرایط موجود غیر ممکن است.
اما از نگاهی دیگر و با توجه به مسئله ی تحزب و نسبت آن با قوت و ضعف جامعه مدنی و مشارکت و رقابت قانونمند نخبگان به سادگی می توان پی به عوامل ضعف ما در ایجاد جامعه مدنی و توزیع درست قدرت سیاسی در جامعه ی ایران امروز پی برد.
متاسفانه امروز در کشور ما حزبی نبودن ارزش است چیزی که حتی در میان سیاستمداران ما وجود دارد یعنی با افتخار از حزبی نبودن سخن می گویند چیزی که در کشورهای دموکراتیک به منزله ی دیوانگی در دنیای سیاسی برای سیاستمدار محسوب می شود . مگر ممکن است در دنیای کشورهای دموکراتیک امروز سیاستمدار در قالبی به جز حزب فعالیت داشته باشد؟!
البته که هیچکس نمی تواند شرایط و ساختارهای موجود را مطابق با ایجاد جامعه ی مدنی بداند اما آنچه که بیشتر خودنمایی می کند و به نوعی عامل اصلی به شمار می رود این است که گریز از حزب و تحزب در میان آحاد جامعه ایرانی و روشنفکران سیاسی ما فراگیر و بیش از حد متعارف است.
حتی می توان بر حزب های به وجود آمده نیز انتقادهای درستی وارد کرد که با توجه به نوپا بودن تحزب در کشورمان امری بدیهی است و باید قبول کرد که این امر نیاز به کسب تجربه دارد هرچند که باید از تجربه ی کشورهای موفق در امر تحزب نیز استفاده کرد.
آیا در تاریخ کشور ما تلاش برای ایجاد جامعه مدنی کم بوده است با نگاهی درست و منطقی متوجه می شویم تلاشها بسیار بوده اما پراکندگی و متمرکز نبودن اهداف باعث بی ثمر بودن این تلاشها شده است. حزب و تحزب با توجه به تاثیر گذار بودن بر پیش پا افتاده ترین مسائل اقتصادی – اجتماعی – فرهنگی و سیاسی نقطه ی تمرکز و ثمره دهی این تلاشها است که جامعه ی ما متاسفانه در طول تاریخ خود از آن قافل بوده است.
اگر نسبت و ضرورت امر تحزب را با دموکراسی به معنای واقعی آن پی برده باشیم قطعا نمی توانیم از حزب گریزان باشیم.
پاره ای اقات تقدم با تشکیل حزب برای ایجاد دموکراسی پنداشته می شود و گاهی ایجاد دموکراسی برای ایجاد احزاب اما آنچه که به درستی در جامعه پدیدار می شود رشد دموکراسی و احزاب به موازات هم در جامعه است.
تحزب در کشور ما نوپا است اما حداقل در طی چند سال اخیر اقبال خوبی از آن نشده است. شاید یکی از عوامل آن را بتوان ایجاد نشدن احزاب قدرتمند در عرصه سیاسی دانست اما با نگاهی بهتر قدرت احزاب را در زمینه ی سیاست اقبال مردم از این احزاب باید دانست. به معنایی بهتر جامعه زمانی می تواند عملکرد احزاب را مورد ارزیابی قرار دهد که ابتدا نسبت به آنها اقبال نشان دهد و سپس آنها را ارزیابی کند. یعنی نمی توان عدم استقبال مردم از تحزب در ایران را عدم وجود احزاب مناسب دانست چه بسا که در چند سال اخیر حزب های خوبی در ایران تشکیل شده اند که در صورت حمایت مردم پتانسیل های موفقیت در آنها وجود دارد.
گریزانی امروز جامعه ی ما از حزب و تحزب شاید حاکی از استبداد دیرین کشور ما باشد اما برخورد نامناسب روشنفکران سیاسی ما با تحزب از عوامل مهم گریزانی مردم از عضویت در حزب است.
آنچه آمارها نشان می دهد جامعه ی امروز ما ضریب نفوذ احزاب را کمتر از 3% نشان می دهد پس با استناد به این حرف ماکس که احزاب در مفهوم جدید آن فرزندان دموکراسی اند و با اشاره به اینکه وجود احزاب بدون دموکراسی و دموکراسی بدون احزاب قابل تصور نیست می توان جامعه ی ایران را مستحق این روند دانست.
روندی که هر آنچه برای دموکراسی برپایه ی حرکتهای فردی و از هم گسیخته انجام می شود ره به سوی دموکراسی نخواهد داشت.
احزاب مستقل و آزاد صورت های جدید و واقعی مشارکت و رقابت سیاسی جامعه و نشان دهنده سازمان یافتگی و استواری جامعه در پیشبرد آرمانهای دینی و ملی و طبیعی است که در چنین صورت بندی جامعه مقید شدن اشکال مختلف قدرت به قانون نقد و تنویر افکار عمومی نیز عملا امکان پذیرتر می شود.
پس باید به این امید بود که در نظام سیاسی امروز ایران اولا این نظام تن به توزیع قانونمند قدرت داده و سخن گفتن از حزب و تحزب و اقدام در جهت تحقق آن آزادانه امکان پذیر باشد و اینکه نخبگان سیاسی به عنوان جهت دهندگان به عوام مردم جامعه پیش قدم در بالا رفتن اقبال مردم از حزب و تحزب و به طبع آن بالا رفتن ضریب نفوذ احزاب در جامعه باشند تا مانند کشورهایی که دموکراسی در آنها به وجود آمده ایجاد زمینه ی مناسب فکری در بخشهای سیاسی و اقتصادی و فرهنگی جامعه بدست احزاب قانونمند سپرده شود.
البته از راهبردهای پیشرفت تحزب در هر جامعه ای گشودن فضاهای مشارکت جویانه و رقابت آمیز نظیر انتخابات است که در جامعه امروز ما ایجاد روشهای نامناسبی در اجرای آن وجود دارد اما به گفته ی بسیاری از روشنفکران سیاسی با اقبال مردم از احزاب روند رشد جامعه ی مدنی به وجود خواهد آمد و آنگاه این فضاها گشوده خواهد شد و روشها نیز در اجرای امور وابسته به آن تغییر خواهد کرد و روند درستی را به خود خواهد گرفت.
پست الکترونیک نویسنده : misagh_weblog@yahoo.com
لينك | نوشته شده در جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 14:36 توسط شورای اطلاع رسانی |
عضو شورای مرکزی مجمع در اعتصاب غذا :..

دانشگاه هنوز زنده است ...
به جای خشونت به درد دل دانشجویان گوش کنید
مهران عباس زاده عضو شورای مرکزی مجمع جوانان اصلاح طلب ۷۴ ساعت است که با جمعی دیگر از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در اعتصاب غذا به سر می برد .
تحصن و اعتصاب غذای دانشگاه تربیت معلم در حالی ادامه دارد که مسئولین دانشگاه امروز سه شنبه 14 خردادماه، در راستای ایجاد فشار بر دانشجویان آب آشامیدنی دانشگاه را قطع کردند. طی روزهای گذشته نیز مسئولین دانشگاه با تماس با خانواده های دانشجویان و تهدید آنان سعی در توقف تحصن دانشجویان داشتند. یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم در مورد اعتصاب غذای دانشجویان به خبرنامه امیرکبیر گزارش داد: "بیش از 50 نفر از دانشجویان در اعتصاب غذا به سر می برند و تاکنون 7 نفر از دانشجویان بر اثر اعتصاب غذا و فشارهای وارده روانه بهداری دانشگاه شده اند که حال یکی از دختران متحصن وخیم می باشد، با این وجود نیروهای حراست دانشگاه از ورود آمبولانس به دانشگاه و انتقال دانشجویان به بیمارستانهای خارج دانشگاه جلوگیری می کنند." دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، شب گذشته نیز در پردیس کرج متحصن بودند.
گزارش های رسیده از دانشگاه تربیت معلم حاکی از آن است با سیستم های موبایل در پردیس کرج با اختلال مواجه شده، اینترنت دانشگاه قطع شده و نیروهای امنیتی اطراف این دانشگاه را محاصره کرده اند. به طوری که امکان ورود و خروج دانشجویان معترض فراهم نیست. به همین علت امکان برقراری هیچ گونه ارتباطی با دانشجویان متحصن فراهم نیست. دانشجویان در دومین روز اعتصاب غذا به سر می برند. علیرغم این که دانشگاه تربیت معلم در ایام تعطیلات پیش از امتحانات پایان ترم به سر می برد، عصر دیروز بیش از 500 نفر از دانشجویان در تجمع اعتراض آمیزی شرکت کردند. 50 نفر از دانشجویانی که در اعتصاب غذا به سر می برند شب گذشته را در نیز در دانشگاه به سر بردند و به تصحن خود ادامه دادند. از روز شنبه نیروهای حراست دانشگاه ضمن تماس تلفنی با خانواده دانشجویان، آن ها را تهدید کرده بودند در صورت ادامه اعتراضات در این دانشگاه، فرزندانشان بازداشت و برای آن ها پرونده سنگینی در دادگاه انقلاب تشکیل خواهد شد.
لينك | نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم خرداد 1387ساعت 20:30 توسط شورای اطلاع رسانی |
دیدار دبیر کل و جمعی از اعضای شورای مرکزی مجمع با حاج حسن خمینی
دیدار دبیر کل و اعضای مجمع جوانان اصلاح طلب ایران با حاج سید
حسن خمینی (در حسینیه جماران)

نشست جوانان اصلاح طلب با حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن خميني عصر روز شنبه در حسينيه جماران برگزار شد.
نوه امام راحل در اين نشست با تشکر از حضور جوانان در حسينيه جماران و بيان اين که اگر امام نبود ما درگير بيديني و طالبانيسم ميشديم گفت: يکي از معضلات جامعه ما واژههاي بيتعريف است که متاسفانه همه جا به کار برده ميشود بدون اين که تعريفي از آنها ارائه شود.
وي با تاکيد بر اين که برخي از کساني که خود را يک گام به ظواهر شرعي پايبندتر ميدانند ديگران را متحجر خطاب مي کنند، افزود: اگر تحجر را درست تعريف نکنيم مثل صدها واژه ديگر که تفاهم معنا با آنها نداريم دچار بنبست و بدتر از آن دچار فريبکاري مي شويم و يکي از بزرگترين مغلطهها استفاده از واژههاي دو پهلوست.
فرزند يادگار امام خميني خاطرنشان کرد که يکي از انتقادات جدي به برخي جريانهاي سياسي اين است که مراد و هدف برنامهها را عينا مشخص نميکنند و افزود: هيچ کس خود را متحجر نميداند، براي اين که اين واژه بار مفهومي خوبي ندارد؛ لذا کسي نميپذيرد که متحجر است.
وي ادامه داد: تحجر هر آن چيزي است که دليل عقلي يا شرعي مسلم بر آن نيست. با اين تعريف بسياري از سنتها مشمول تحجر ميشوند؛ چرا که بسياري از باورهاي ما که باورهاي ديني هم نيستند دليل عقلي و شرعي ندارند.
سيدحسن خميني با بيان اين که متاسفانه امروز بسياري بر مسلمات ديني انگشت ميگذارند و واژه تحجر را بر آن مينامند، تصريح کرد: برخي از سنتهاي ما خود را پشت بسياري از ضروريات ديني پنهان کرده و براي اثبات خود از قوانين شرع مدد ميگيرند، در حالي که شرع بر آنها الزامي نميگذارد.
فرزند يادگار حضرت امام يادآور شد: دفاع از سنت بايد با ادبيات، کلام و برهان خاص خود صورت گيرد. دفاع از سنتها صرفا با بيان اين که ديني هستند ظلم به دين است. به خاطر اين که مخالفان سنتها با اين روش به مخالفان دين تبديل ميشوند. سنت چون در ميان متدينان رنگ دين ميگيرد، دفاع از آن نيز ادبيات ديني پيدا ميکند.
سيدحسن خميني همچنين با اشاره به اين که دين اسلام از شرق آسيا تا غربيترين نقطه آفريقا و شرق اروپا با همه سنتها سازگاري داشته است، گفت: به همين دليل است که ميبينيم اسلام در بسياري جوامع با سنتها و آداب مختلف وجود دارد و مسلمانان در آن جوامع شهادتين ميگويند و به شعائر ديني عمل ميکنند.
وي در ادامه با اشاره به برگزاري مراسم عاشورا به عنوان يک سنت مذهبي در جوامع اسلامي اظهار داشت: نفس احياي عاشورا به عنوان يک سنت مذهبي مسلم است اما با سنتهاي مختلفي که حتي برخي از آنها ممکن است نادرست هم باشد اجرا ميشود.
سيدحسن خميني ادامه داد: البته خيلي وقتها دينداران در برابر تغيير سنتها ميايستند، براي اين که تغيير سنتها را به معناي آغاز تخريب دينداري ميپندارند.
وي با بيان مثالي از سيره امام خميني در نحوه مواجهه ايشان با برخي باورها و سنتها گفت: تاکيد روي اين سنت که خانمها نبايد در عرصه جامعه ظاهر شوند حجت ديني و شرعي نداشت؛ لذا امام با اين طرز فکر مخالفت کرد و ميبينيم که دختران ايشان در عرصه اجتماعي حضور داشته و اگر تمايل داشتند به تحصيل در دانشگاه پرداختهاند.
سيد حسن خميني به بيان مثال ديگري در اين زمينه پرداخت و افزود: امام در امور مهم کشور بيشتر قائل به تعقل، تدبير و مشورت بودند و من به ياد ندارم که در چنين مواردي به خواب يا استخاره عمل کرده باشند.
سيدحسن خميني اظهار داشت: يک ديندار بايد براي تمام کارهايش هدف داشته باشد و در انجام هر کاري لحظهاي تامل کند و همواره خود را در معرض محاکمه خويش قرار دهد. اين تعبير ظريفي است که در آموزههاي ديني ما آمده است "خود را محاکمه کنيد قبل از آن که ديگران شما را محاکمه کنند". اگر اين گونه عمل کنيم مشکلي نخواهيم داشت.
نوه امام راحل توان پاسخ به مردم را شرط اساسي تصميمگيري مسوولان از ديدگاه حضرت امام دانست و گفت: ايشان به مسوولان تاکيد داشتند که کاري نکنند که نتوانند به مردم درباره آن پاسخگو باشند.
سيدحسن خميني در پايان با تاکيد بر ضرورت پاسخگو بودن انسان در برابر خدا گفت: انسان بايد ظرفيت پاسخگويي و پذيرش نقد ديگران را داشته باشد تا بتواند براي اعمال خود توضيح محکمهپسند ارائه کند.
بر اساس اين گزارش پيش از سخنان فرزند يادگار امام راحل تني چند از جوانان حاضر در جلسه در سخنان کوتاهي به بيان ديدگاههاي خود پرداختند.
در ابتداي اين مراسم نماز مغرب و عشا به امامت حجتالاسلام والمسلمين سيدحسن خميني اقامه شد.
لينك | نوشته شده در دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 9:58 توسط شورای اطلاع رسانی |
اصلاحات آری - انقلاب نه ...


جمعیت خاموش برخیزید
مقاله ای از عارف آزاد (دبیر کل مجمع جوانان اصلاح طلب ایران )
ملت ایران را به سه گروه :۱.همراهان حکومت. ۲.اصلاح طلبان. ۳.اپوزیسیون وافرادی با تئوری انقلاب تقسیم می کنم. روی سخنم با کسانی است که از تئوری انقلاب حمایت میکنند.و بر اين عقيده اند :خانه ای که ریشه های آن در استبداد قوت گرفته باید ویران شود وخانه ای از نو ساخت.اپوزیسیون {مخالفان خارج ازکشور}برای بازستاندن قدرت راهی جزانقلاب ندارند.سی سال دراین راه تلاش وپافشاری نشان دادند.اما هیچگاه از اصلاحات حمایت نکرد اند؛حتی براین اعتقادندکه روی کار آمدن راستی های تندرو به زمان موعود{انقلاب}تسریع میبخشد.اما مردمان داخل کشورکه خواهان یک سرزمین دموکراتیک٬آزادی بیان بی حدومرز٬دموکراسی ورفراندوم وحقوق اجتماعی هستند و در دوره ای نیت خیر خود را نشان دادندو برای رسیدن به خواسته هایشان با اصلاح طلبان همراه شدند.اماپس از هشت سال به دليل آنکه بطورمطلق به آرمانهایشان نرسیدند٬سرخورده از اصلاحات به دو شاخه :۱.شهروند بی تفاوت و یا ۲.انقلابی تقسیم شدند.امیدوارم با خواندن این این چند خط جرقه هایی از بازاندیشی در آنها ایجاد شود. در ابتدا عرض کنم به هیچ عنوان قصد دفاع از اصلاح طلبان وسرپوش گذاشتن بر اشتباهات آنها را ندارم.وبا این نظر که اصلاحات متعلق به هیچ فرد و یا حزبی نیست با من همراه شوید. در سال ۱۲۸۵ ایران٬ توسط انقلاب مشروطه به یکباره تبدیل به کشوری دموکراتیک شد.و این آزادی دستاورد انقلاب بود....!در آن بازه زمانی آزادی احزاب تا آنجا بود که مجلس اول از چهار حزب:۱.محافظه کار ۲.میانه رو ۳.لیبرال .۴.رادیکال تشکیل شد.و در مجلس دوم این آزادی بیشتر و بیشتر شد.تمام آرمانهای امروز ملت ایران در آن روزها پاسخ داده شده بود ٬اما نتیجه چه شد....!!! مجلسی که از آزادی اختیارات٬ومردمی که از آزادی بیان برخوردار بودند چرا با شکست انقلاب مشروطه روبرو شدند.؟!!! مجلسی که برای قانون گذاری شکل گرفته بود تبدیل به میدان جنگ احزاب و سیاسیون گردید.دعوی وجدل شیخ فضل الله نوری{مذهبی ها}با تقی زاده{روشنفکران}٬وهمچنین دعواهای خیابانی طرفداران آنها ٬اوضاع بسیار آشفته ای درکشور بوجود آورد.این اوضاع آشفته تا آنجا بالا گرفت که تمامی نمایندگان مجلس و همچنین مردم و جالب تر از آن خود شیخ فضل الله نوری و تقی زاده متفق القول شدند و بر آن شدند٬ که تنها یک دیکتاتور میتواند اوضاع آشفته ایران را سامان دهد تا شیرازه مملکت از هم نپاشد و از تجزیه کشورجلوگیری کند.و سلطنت رصاخان را ترجیه دادند به اوضاع نا بسامانی که دستاوردانقلاب مشروطه بود . دلایل شکست مشروطه خواهان را در دوران آزادگی بررسی میکنیم!!!
۱.مردمی که سالهای طولانی در قالب نظام شاهنشاهی نسل ها گذرانده اندو با مفاهیمی چون آزادی بیان وحق انتخاب سرنوشت و..... نا آشنا بودند در مدت کوتاهی به تمامی این آزادی ها رسیدند.در حالی که مسیر بین استبداد تا آزادی ٬مسیری طولانی است که گذراندن آن سبب میشود آزادی در میان ملت نهادینه شود ودر آن صورت است که استبداد نمیتواند بر سرزمین آنها تسلط یابد
۲.نیروهای مذهبی گاه از روی قدرت طلبی وگاه از روی عقاید سنتی و تندروی اسلامی نظریه هایی را میان ملت ایران ترویج وقوت بخشیدند٬که گاهاعامل اصلی منع پیشرفت میشود.و سدهای مستحکمی بر روی آزادی میباشد.وتنها با عبور از این سد است که میتوان به سر منزل مقصود رسید.فراموش نکنیم که تقی زاده {روشنفکران}٬مصدق{ملی}٬بنی صدر در مواجه با این سد از صحنه سیاسی حذف شدند.نیروهای مذهبی ریشه قدرتمندی در افکار عمومی ملت ایران دارند٬تنها راه مبارزه تغییرو دگرگونی این افکار در طولانی مدت می باشد.و مخالفت یکباره وانقلاب در این افکار ٬علاوه بر رد آن از طرف اذهان عامه مردم ٬به حدف از صحنه سیاسی وشکست زود هنگام منجر میشود.
۳.اقدام به عمل بدون درنظرگرفتن نتيجه! دلیل سرخوردگی و شکست احزاب پس از انقلاب ۱۳۵۷ بدين سبب بود که آنها فقط به واژگونی نظام سلطنت پرداختند و در این راه هم پیمان شدند.اما هیچ کدام به این فکر نکردند که پس از انقلاب سرنوشتشان به کدام سو خواهد رفت وهیچگاه از آینده سخنی نگفتند.!!!هم اکنون باید از تجربه خودمان پند گيريم و قبل از همراه شدن با تئوری انقلاب از خود سوال کنیم پس از انقلاب چه خواهد شد؟!!! مسلم است که با نیروهای کثیری از مذهبی ها ایران دچار جنگهای داخلی بسیار طولانی و سختی خواهد شد و خسارتهای اقتصادی٬و امنیتی بسیاری بر مردم وارد خواهد آمد٬و نمیتوان برای این جنگ داخلی پایانی در نظر گرفت.{البته اگر خوشبینانه در نظر گرفت که پس از انقلاب٬ نظامی دموکراتیک بوجود آید نه مستبد تر}
۴.هیچ کشوری به آزادی مطلق نرسیده و نخواهد رسید.اما تمامی کشورها قصد رسیدن به آن را دارند.و به بوسیله اصلاحات در حال پیمودن این مسیر هستند.کسانی که از تئوری انقلاب دفاع میکنند٬می دانند پس از برکناری نظام جمهوری اسلامی و بوجود آمدن یک دولت دموکراتیک باز هم مسیر اصلاحات ادامه خواهد داشت؟پس چرا اصلاحات را از همین الان شروع نکنیم!وچرا از تمام ظرفیت های این حکومت برای رسیدن به مقصود استفاده نکنیم؟
و اما پایان سخن: اصلاحات مسیری طولانی است.مسیری که تمامی کشورهای دموکراتیک دنیا آنرا طی کرده اند.شتابزدگی که ملت ایران در رسیدن به آزادی دارند باعث سرخوردگی آنها و ناامید شدن از اصلاح طلبان شده.
و من همیشه با این جمله ی زیبا به دوستانم توصیه می کنم که در نظامی که امکان اصلاحات وجود ندارد مهم ترین کار ممکن انقلاب است و در نظامی که امکان انقلاب بزرگ فکری و سیاسی وجود ندارد و فاقد اتحاد ملی است تنها راه ممکن اصلاحات سیاسی و اجتماعی است چرا که اصلاح طلبی راهیست که سر انجام به نظام را به سوی دموکراسی خواهی و آزاد اندیشی سوق خواهد داد .
اعضای شورای مرکزی مجمع جوانان اصلاح طلب ایران در چهارمین نشست خود ضمن تصویب عضو گیری اینترنتی از علاقه مندان به عضویت در این تشکل دعوت به عمل می نماید. ( جهت اطلاعات بیشتر در کنار وبلاگ قسمت فرم عضویت را مشاهده نمایید)
لينك | نوشته شده در شنبه یازدهم خرداد 1387ساعت 9:44 توسط شورای اطلاع رسانی |
امام علی به نقل از پیامبر
مقاله ای از نوید پاشا ( رئیس کمیته ی اقتصادی مجمع جوانان اصلاح طلب ایران )
امام علی به نقل از پیامبر:
گروهی است از من خروج خواهند کرد, آنان قرآن می خوانند,چنانکه خواندن شما در برابر آنان چیزی نیست, نماز شما در برابر نماز آنان هیچ است و روزه ی شما در برابر روزه آنان ناچیز است. چنان قرآن می خوانند که گویا قرآن برای ایشان است. حال آنکه قرآن علیه آنان است. نمازهایشان از استخوان گردن ایشان بالاتر نمی رود. چنان از اسلام می رمند که تیر از چله کمان می جهد.
خوارج به معنی خارج شده , کسانی که با نگرش به ظاهر دین و آیات , اساس دین را به خطر انداختند. آن ها به ظاهر احکام و مقررات دین پایبند بودند اما بینش درستی از حقایق و معارف اسلام نداشتند, آنان افرادی اصول گرا به ظاهر دین بودند و ظاهر الفافه را دین مقدسی می پنداشتند. آنان دو چیز که در منطق دین لازم و ملزوم یکدیگر است یعنی ایمان و عبادت خود را با آگاهی و بصیرت همراه نساختند که این باعث به وجود آمدن یک حجم توخالی می شود که فقط ظاهر دارد و دارای درون مایه نیست.
برخی منشا پیدایش خوارج را عصر پیامبر (ص) می دانند اما در واقع در اواخر عمر عثمان با تحریک و شرکت آنان در قتل عثمان این گروه سیاسی ,مذهبی افراطی به وجود آمد.خود خوارج به شرکت در قتل عثمان اعتراف کردند و سپس خوارج در جریان جنگ صفین پاگرفتند و در این جنگ که حضرت علی (ع) به سوی پیروزی پیش می رفت , معاویه به کمک حیله ی عمروعاص قرآن ها را بر سر نیزه ها زد و به علت کوته بینی و کوته اندیشی گروهی از لشکریان که عمق حقایق را درک نمی کردند آن حضرت وادار به صلح با معاویه شد. از عواقب جنگ صفین , قدرت گرفتن خوارج بود. که پس از اصطکاک هایی با حاکمیت علی (ع) داشتند سرانجام در نهروان رودروی وی قرار گرفتند. یکی از علل اصلی جنگ نهروان حرکت های کورکورانه خوارج بود که این اعمال باعث شد کسانی که دیروز یاور علی (ع) در جنگ ها جمل و صفین بودند اینک در برابر او قرار گرفتند.در جنگ نهروان تنها ده نفر از خوارج باقی ماندند که گریختند. یکی از یاران علی (ع) گفت: یا علی , از شر خوارج آسوده شدیم و آن ها نابود شدند. حضرت به او فرمود:که هیچگاه زمین از وجود آن ها پاک نخواهد شد.
خوارج اولیه ریشه در میان مسلمانان داشتند که از اعراب بودند , نشانه ای دال بر حضور غیر عرب در میان اولین خوارج موجود نیست گرچه بعد ها توسط غیر عرب ها رشد و نمو یاف |